@binahayat_irنامهایبابویبهارنارنج_200325135057.mp3
زمان:
حجم:
1.4M
از پدر به فرزند 🌱
نامه 31 نهج البلاغه
در صفین شخصی درخواست کرد
که با امیرالمومنین صحبت کند.
امیرالمومنین از میان سپاهش خارج شد،
و با آن مرد دیدار کرد.
آن مرد گفت: ای علی
تو در اسلام آوردن و هجرت،
پیشگام بودهای
اگر پیشنهادی بدهم قبول میکنی
که مانع از خونریزی ها شود،
و جنگ ها به تاخیر بیوفتد؟
فرمود: پیشنهادت را بگو.
گفت: تو به عراق خودت بازگرد
و ما به شام خودمان.
برای تو نیز مزاحمتی ایجاد نمیکنیم
و تو نیز دست از شام بردار
و ما را به آن واگذار.
فرمود: متوجه سخن تو شدم
میدانم پیشنهادت از سر خیرخواهی
و دلسوزی است؛
اما من در این مورد بسیار اندیشیده ام
و شبها بیدار ماندم و تامل کردم
و با دقت بسیار تمام جوانب آن را سنجیدم
در نتیجه دو راه بیشتر نیافتم:
• یا تن دادن به جنگ
• یا کفر به آنچه خداوند، بر محمد نازل کرده است!
_ حقیقت ماجرا این است که خداوند
راضی نمیشود در زمین معصیتش
انجام شود و اولیای او خاموش بمانند
و یا امر به معروف و نهی از منکر نکنند.
در نهایت به این نتیجه رسیدم
که جنگ برایم از تحمل غل و زنجیر جهنم
آسان تر است
آن مرد شامی برگشت؛
در حالی که میگفت:
" اِنا للّه و انا الیه راجعون"
| شرحنهجالبلاغه،ج۲،ص۲۰۷
به زودی؛
زمانی بر شما خواهد رسید که
اسلام مانند ظرف، واژگون شده
و آنچه در آن است ریخته میشود...
_امیرمسلمانان، علیعلیهالسلام میفرمود.
نهجالبلاغه،خطبه۱۰۳
برای رفتن به میدان جنگ
آماده شده بود.
خطبه خواند و فرمود:
بدانید!
اگر حنا رنگ موی زنان است؛
خون نیز
رنگ محاسن مردان به شمار میآید!
• و در میان کارهایی که عاقبت خیر دارد؛
هیچ کاری بهتر از "صبر و ایستادگی" نیست...
_اشجعالناس،علیعلیهالسلام
وقعهصفین،ص۴۷۶
هر وقت بلا و سختیِ امتحان،
گلو را سخت بفشارد؛
زمانِ آسایش نزدیک خواهد بود!
_علیعلیهالسلام جز حق نمیفرمود؛
پس صبر کن.
غررالحکم،حدیث۵۴۵۵
هنگامی که
به یاد امامحسینعلیهالسلام می افتید،
تردیدی نداشته باشید که
آن حضرت هم به یاد شماست...
بسمالله
حضرت صادقعلیهالسلام میفرمود:
پدرمان امیرالمومنینﷺ
همیشه میفرمودند که:
کم پیش میآید که
وقتی چیزی از دست رفت،
بازگردد...
الکافی،ج۴،ص۳۸
"هر کسی"
دستِ نیاز به سویت دراز کرد،
دستش را رد نکن؛
هر چند به اندازهی نیم حبه انگور،
و یا خرما باشد؛
" صدقه رشد و نمو میکند"
_مولایمومنینعلیعلیهالسلام
| تحفالعقول،ص۲۸۷