eitaa logo
مـُنجـِح ؛
154 دنبال‌کننده
225 عکس
55 ویدیو
12 فایل
منجح؟ شفابخش ؛ برگرفته از کلامِ امیرِ کلام یِکَم حرف دل و شاید شفابخش . . . درخدمتم: @SADEGH_SO . کپی از مطالب آزاده ولی اگه دوس داشتین فور کنین ؛
مشاهده در ایتا
دانلود
الان که محمدحسین این کارو زد و با موقعیت الانمون سازگاره، یکم توضیح بدم در موردش اینم به جای روایتی که قرار بود شب ضربت بگم
توی جنگ صفین، که جنگ با معاویه بود، سپاه امیرالمومنین داشت پیروز میشد، انقدر به پیروزی نزدیک شده بودن که مالک اشتر به خیمه ی معاویه رسیده بود؛ وقتی لشکر معاویه دید داره شکست میخوره، عمروعاص به معاویه گفت که باید یه حیله ای بکنیم که پیروز از جنگ بیرون بیایم
عمروعاص گفت باید قرآن سر نیزه ها بزنیم حالا فایده این کار چی بود براشون؟ فایده ای که داشت، جنگ روانی بود که با سپاه امیرالمومنین راه انداختن؛ گفتن با علی نمیشه جنگید و قطعا پیروز میشه، پس باید جنگ نرم بکنیم؛ خلاصه قرآن هارو سر نیزه زدن و سربازای لشکر امیرالمومنین به امیرالمومنین گفتن تو مارو به جنگ برادر کشی آوردی و الان داریم میبینیم که لشکر مقابل مسلمونه؛ چرا ما باید با اینا بجنگیم؟
انقدر به امیرالمومنین فشار آوردن که امیرالمومنین صلح رو قبول کرد و یه مامور فرستاد که به مالک اشتر بگه دیگه حمله نکن و برگرد؛ اون نامه رسون، به مالک میرسه و مالک بهش میگه ما رسیدیم نزدیک خیمه ی معاویه، چرا حمله نکنیم؟ سربازای امیرالمومنین گفتن اگه مالک برنگرده ما تورو میکشیم! امیرالمومنین دوباره به واسطه ی نامه رسون به مالک میگن برگرد... وقتی که آتیش جنگ میخوابه، سربازای امیرالمومنین میگن بزارین حَکَمیَّت بین دو سپاه اتفاق بیوفه امیرالمومنین هم بهشون میگن قرآن ابزار و یسری نوشته س، من قرآن ناطقم! من قرآن حقیقی هستم. ولی آخرش مجبور به پذیرفتن حکمیت میشن
حالا اتفاق جدیدی که میوفته، انتخاب نماینده برای حکمیت هست که هر دو طرف باید یه نماینده برای سپاه خودشون معرفی میکردن و اون دوتا به واسطه قرآن باهم مذاکره میکردن تا به نتیجه برسن؛ امیرالمومنین، ابن عباس و یا مالک اشتر رو برای سپاه خودشون پیشنهاد دادن اما بازم خوارج، پیشنهاد امام علی رو قبول نکردن و گفتن نماینده ای که ما میخوایم باید باشه؛ و اون نماینده، ابوموسی اشعری بود خلاصه امیرالمومنین مجبور به پذیرفتن ابوموسی شدن و از سپاه معاویه هم عمروعاص انتخاب شد و یه موعد مشخص کردن برای مذاکره
توی جلسه مذاکره، ابوموسی و عمروعاص باهم قرار میزارن که توی جلسه ی اعلام نتیجه بین مردم، انگشترشون رو از توی دستشون در بیارن و بگن ما خلفایی که فرماندهمون بودن رو از خلافت عزل میکنیم مثل این انگشتر که از دستمون در آوردیم
روزی که قرار بود بین مردم نتیجه اعلام بشه، عمروعاص به ابوموسی میگه تو بزرگتر از منی و احترامت واجبه برو روی منبر و نتیجه رو از طرف خودت بگو ابوموسی روی منبر میره و انگشتر رو از دست خودش در میاره و میگه "همونطوری که انگشتر رو از دستم در آوردم، علی رو از خلافت عزل میکنم" و از منبر پایین میره عمروعاص میره بالای منبر و میگه "همونطوری که ابوموسی گفت، مثل این انگشتر که از دستم در آوردم، علی رو از خلافت عزل میکنم؛" و انگشتر رو دوباره توی انگشتش انداخت و گفت" و همانطوری که این انگشتر را در دستم انداختم، معاویه را به خلافت منصوب میکنم"
بعد از این قضیه، همون کسایی که توی سپاه امیرالمومنین، ایشونو مجبور به صلح کردن، بهشون گفتن تو کافری گفتن ما اشتباه پیشنهاد دادیم، تو چرا قبول کردی و مارو راهنمایی نکردی؟(به خاطر اینکه امیرالمومنین رو توی صحنه ی جنگ تهدید به قتل کردن) و بعدها اینا خودشون که از سرآمد های مردم توی زهد و معنویت و عبادت بودن، سپاهی رو تشکیل دادن و به امیرالمومنین حمله کردن به همین دلیل اتهام کافر بودن امام علی این جنگ هم یکی از جنگ های سه گانه ی زمان خلافت امیرالمومنینه که مهم بوده و اون گروه هم همون خوارج بودن یه فرصت دیگه در مورد این گروه هم توضیح میدم بیشتر
نکته هایی که توی این اتفاق وجود داشت و الان هم وجود داره اینا بود: 1- اول اینکه توی اسلام، یکی از ارکان حکومت، مردم هستن بنابراین خیلی تاثیر دارن روی سرنوشت اتفاقاتی که میوفته؛ بنابر این توی این زمان فقط باید مطالبه کنیم برای حملات کوبنده تر، حمایت از رهبری آینده و... که خداروشکر توی خیابونا داره این اتفاقات میوفته. 2- فریب حیله دشمن رو نخوریم؛ یه وقتی ممکنه ترامپ پیشنهاد صلح بده ولی ایران قبول نکنه و مردم بگن ترامپ دنبال صلح بود، شما چرا قبول نکردین؟ این حیله دشمن برای آماده تر شدنه که اگه فرصت نفس کشیدن بهش بدیم قوی تر خواهد شد و خیلی با قدرت تر حمله خواهد کرد. 3- اطاعت کامل داشته باشیم از رهبری آینده؛ هرچی که گفتن ازشون اطاعت کنیم و اعتقاد و سلیقه ی شخصی خودمونو بهش قالب نکنیم که به سرنوشت جنگ صفین دچار بشیم.
شبتون بخیر
مـُنجـِح ؛
مولا علی ؛
این علی(ع) همه چیز است ؛