[ ۰۵:۰۲ اذان صبح ، به افق نجف ]
کیسه های نان و خرما خواب راحت میکنند
دستهای پینه دارش استراحت میکنند
دیشب یه نفر توی مصاحبه با صداوسیما میگفت: همونطوری که زلیخای حضرت یوسف جوان شد، رهبر ما هم جوان شد :/
شده امشب پدرم عازم دیدار خدا
مکن ای صبح طلوع ...
میرود تا که زیارت بکند فاطمه را
مکن،ای صبح طلوع ...
مـُنجـِح ؛
تهدمت والله ارکان الهدی
تهدمت والله ارکان الهدی ؛
دیگر اثری از نان و خرما برای یتیمان کوفه نیست
دیگر صدای گریه و درد دل حیدر بر سر چاه به گوش نمیرسد
دیگر صدای قدم های علی سکوت کوچه های کوفه را نمیشکند
دیگر به دیدار فاطمهاش رفت که سالها منتظر این دیدار بود ؛
و در چنین ساعاتی فرزندانش را دور خود جمع کرد، سفارش دخترش زینب را به قمر بنی هاشم کرد، وصایای خود را به یادگار فاطمه (س) بازگو کرد، و درخواست کرد غسل و کفن با حنوط بهشتیِ پیامبر باشد، ۴ قبر برای او حفر شود و یک طرف تابوت را بالاتر نیاورند ؛
در چنین ساعاتی حسن بن علی، یتیمان را که با کاسه های شیر صف کشیده بودند به خانهشان فرستاد و اصبغ را به اصرار او به خانه آورد تا با مولایش سخن بگوید ؛