مـُنجـِح ؛
و امروز ، ۸ ذی الحجه که حسین (ع) طواف کعبه را به جا آورد ، سعی بین صفا و مروه را انجام داد ، موهایش
و امروز ،
9 ذی الحجه که حسین (ع) در صحرای عرفات با خدایش مناجات کرد و در فرازی از مناجاتش ، خدا را به رحمتش صدا زد که اجازه نداد پسر ابراهیم(ع) جلوی چشمش ذبح شود ؛ "یا مُمسِکَ یَدَی ابراهیمَ عن ذِبحِ إبنِهِ بعدَ کِبَرِ سنِّهِ و فَذاءِ عمرِهِ "
مـُنجـِح ؛
مشعر حق! عزم منا کرده ای ؛ کعبۀ شش گوشه بنا کرده ای . . .
تیر، تنت را به مصاف آمده ست ؛
تیغ، سرت را به طواف آمده ست . . .
مـُنجـِح ؛
حسین جان! ای آبروی دو عالم 0:44
صبحِ دهم بیا و این کلب درَت را ببر 1:25
ابوفاضل! من فدای حریمت 2:45
شنبه به شنبه روزیِ ما زِ درِ او رسد 3:24
اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي أَخْشَاكَ كَأَنِّي أَرَاكَ وَ أَسْعِدْنِي بِتَقْوَاكَ وَ لاَ تُشْقِنِي بِمَعْصِيَتِكَ وَ خِرْ لِي فِي قَضَائِكَ
_دعای عرفه .
میگن وقتی حضرت علی اکبر روی زمین افتاد ، سیدالشهدا سراسیمه به سمتش رفت و وسط راه از اسب افتاد ؛ بقیه راه رو با سرِ زانو روی خاک به سمت جوونش رفت و با بهت و حیرت بهش نگاه میکرد
میگن سرشو روی پیشونی پسرش گذاشت و اشک از چشماش جاری شد