مـُنجـِح ؛
صدایِ پایِ کاروان حسین به گوش میرسد ؛ با قلبی که از غم شهادت پسرعمو و سفیرش سخت فشرده است ، به صحرا
در اثنای مسیر ، اسبِ حسین از حرکت ایستاد ؛ حسین بن علی بر هفت مرکب دیگر سوار شد اما هیچکدام از آنها حرکت نکردند ؛ حسین از حاضرین پرسید که نام این سرزمین چیست؟ پاسخ دادند " غاضریه ، ماریه ، شاطی الفرات ، نینوا ، کربلا ؛ در هنگامی که حسین نام کربلا را شنید ، آهی کشید و فرمود اینجا همانجایی است که مردان ما به شهادت میرسند و حرم ما به اسارت خواهد رفت ؛ و محل شهادت ما زیارتگاه خواهد شد .
اما در سویِ دیگر ، حر بن یزید ریاحی همزمان با حسین به کربلا رسید و از عبیدالله بن زیاد نامه ای دریافت کرد و محتوای نامه به اینصورت بود که هرجا حسین را دید در فشار و تنگنا قرار دهد .