eitaa logo
مـُنجـِح ؛
154 دنبال‌کننده
225 عکس
55 ویدیو
12 فایل
منجح؟ شفابخش ؛ برگرفته از کلامِ امیرِ کلام یِکَم حرف دل و شاید شفابخش . . . درخدمتم: @SADEGH_SO . کپی از مطالب آزاده ولی اگه دوس داشتین فور کنین ؛
مشاهده در ایتا
دانلود
امیرالمومنین به خونه خودشون برمیگردن و یه مقدار آرد و خرما و روغن زیتون از خونه برمیدارن قنبر از اینجا به بعد رو روایت میکنه میگه به امیرالمومنین گفتم نصف وسایل رو به من بدن که تا خونه حمل کنم
اما امیرالمومنین بهشون اجازه نمیدن وقتی امیرالمومنین به خونه میرسن، به مادر بچه ها میگن که یا شما با بچه ها بازی کنین و سرگرمشون کنین؛ یا من سرگرمشون کنم و شما غذا درست کنین مادر بچه ها میگه من سرگرمشون میکنم
و امیرالمومنین اجاق تنور رو روشن میکنن
وقتی اجاق روشن میشه، صورت مبارکشونو نزدیک آتیش میکنن و میگن "ای علی؛ حرارت آتش را بچش چگونه شب ها می خوابی درحالیکه یتیمان گرسنه هستند."
وقتی آتیش تنور آماده میشه، زن خمیر رو آماده میکنه و امیرالمومنین مشغول بازی با بچه ها میشه قنبر میگه امیرالمومنین بچه ها رو روی پشتشون سوار میکردن و باهاشون بازی میکردن
میگه با خودم گفتم این همون فاتح خیبر و خندقه؟
این همون قاتل مرحب یهودیه؟
و همینطور بازی با بچه ها ادامه پیدا میکنه تا وقتی غذا آماده بشه وقتی هم غذا حاضر میشه، امیرالمومنین با دستای خودشون لقمه رو توی دهن بچه ها میذاشتن و بهشون میگفتن "از خدا بخواید علی رو ببخشه"
آخر روایت، قنبر میگه حسرت خوردم که کاش منم یتیم بودم و علی باهام اینطور مثل بچه ی خودش برخورد میکرد
یا توی یه داستان دیگه میگن امیرالمومنین از خونه ای صدای گریه ی بچه میشنوه و از علتش جویا میشه
به امیرالمومنین میگن بچه پدر نداره و دوستاش مسخره میکنن و میگن تو پدر نداری