مـُنجـِح ؛
ای کاش سالم به خیمه میرسید . . .
تو خشکیِ چشمات ، هنوزم اشکه ؛
بارِ منم رو دوشِت ببر ، خیال کن مشکه .
مـُنجـِح ؛
—
زائرِ کربُبَلا را مست و حیران میکنی ؛
از وطن برگشتنش او را پشیمان میکنی .
مـُنجـِح ؛
حالا منم و ، چشم ترم و ، بارانِ اباعبدالله ؛
حالا منم و ، کوهِ غمم و ، درمانِ اباعبدالله . . .
مـُنجـِح ؛
ایشالا لذت بستن کوله سفر اربعین نصیب همتون بشه .
برای همتون آرزو میکنم بیاین مشایه و خستگیِ کل مسیرتون با دیدن گنبد علمدار کربلا در بره .
هدایت شده از ‹ مُتَلاشي ›
در بارگاه ملکوتی ِ[ قمربنیهاشم ] به یاد ممبرای با مرام متلاشی و چنل های : هشتخط ، مرصاد ، مدهوش ، ویران ، 00390 ، دورهمی ایتا ، چاووش ، دالون ، منجح ، مدعی ، نادم۱۲۸ ، مهجة ، مهراك ، ماضینقلی ، دیکتاتور ، BRE ، ببوسمت؟ ، محییالعظام ، آرامشسکوت ، قصهٔغصه ، قمرپرست ، رقیهبانو ، شیعهمیم ، متروکه ، درمیانامواجدریا ، عابدآرت ، منِگمشده ، تاسیان ، مفتش ، کریپت ذهن ، upfall ، آقاینقطه ، دانایجاهل ، ماهیزلالپرست ، مقام ، نقطه ویرگول ، شاهنشاه ، بغلآبی ، متواری ، ماهد ، امیر حسین همتیار ، حبیب آرت ، نیم نگاه و کسانی که ناخواسته از قلم افتادند بودیم .