پیری به جوانی گفت:
کچل کُن...
برو بالا شهر...
همه فکر میکنن مُد ِ ...!
برو وسط ِ شهر...
فکر میکنن سربازی...
"بیا" پایین شهر...
همه فکر میکنن زندان بودی...!!!
این همه اختلاف...
فقط در شعاع ِ چند کیلومتر.....!
مردم آنطور که تربیت شده اند میبینند
از قضاوت مردم نترس!
#انرژیمثبت
💎 @MOSBAT
سنجاق قفلی ها را دوست دارم
ازهمان کودکی دوستشان داشتم
نه اینکه حس نوستالژی باشند ها ! نه !
آنها بانی وصل اند اما خودشان بی وصل میمانند
خم میشوند ؛
ولی خم به ابرو نمیآورند
زنگ میزنند ؛
کج میشوند ولی خودشان زنگار به دلت نمیزنند ..
تیزند ؛یکرنگ ؛ ساده و بی آلایش..
کاش هیچ وقت سنجاق زندگی گم نشود،
همان سنجاقی که تو را به این زندگی وصلت میکند،
حسی که درون هر آدمی زنده است،
شاید حسی قشنگ باشد از یک دوست
یک همراهی ....
که به تو یاداوری کند امید و زندگی را ،
شاید آدم هایی باشند که تو را همراهی کرده اند تا بدین جا برسی،
شاید حسی قدیمی که هروقت زنده میشود سرشار از شور و شوق میشوی..
آدم ها همه سنجاق هایی دارند که به زندگی وصلشان میکند،
حالیشان میکند که به این زندگی چقدر وابسته اند
#کانالانرژیمثبت
💎 @MOSBAT
🥀 @MOSBAT
پيرکه شوى گاه به گاه
يك خاطره،يا درد
روى گونه هايت میچكد،
كه آنهم لا به لاىِ
چين هاگم مى شود
ازكنار پيرهاساده نگذريم
اگرخوب نگاهشان
كنيم خودمان رامی بينيم
شايد ماهم
روزى پيرشويم
میدونی موقع تولد وقتی خدا داشت بدرقمون میکرد چی گفت!!!؟؟؟
گفت:داری به دنیایی میری که غرورت را میشکنن و به احساس پاکت سیلی میزنن !!!
نکنه ناراحت بشی ...!!!
من تو کوله پشتیت عشق گذاشتم ...
تا ببخشی !!!
خنده گذاشتم ... تا بخندی !!!
اشک گذاشتم ... تا گریه کنی !!!
و
مرگ گذاشتم ... تا بدونی
دنیا ارزش بدی کردن نداره !!!
پس خوب باش و خوبی کن !!!
💎 @MOSBAT
🍂
آدم ها هدف نیستند، نمی شود تعیین شان کرد. وسیله نیستند، نمی شود از آنها استفاده کرد. طرح و برنامه نیستند، نمی شود آنها را ریخت. تصمیم نیستند، نمی شود آنها را گرفت. دارایی نیستند، نمی شود صاحبشان شد. مال و منال و ملک و املاک نیستند، نمی شود به نام زدشان.
آدم ها موسیقی اند، نواخته می شوند، ما فقط می توانیم آنها را بشنویم.
آدم ها قصه اند، روایت می شوند، ما فقط می توانیم بخوانیمشان.
آدم ها شعرند، سروده می شوند ما فقط می توانیم زمزمه شان کنیم.
اگر روزی دیدی که از دست آدم ها بسیار دلخوری، به این فکر کن که آدم ها را با چه چیزی اشتباه گرفته ای!
آدم ها را بشنو، بخوان، زمزمه شان کن و فراموش نکن که آنها موسیقی اند، قصه اند، شعرند...
#عرفان_نظرآهاری
#کانالانرژیمثبت
💎 @MOSBAT
سکوت کن ...
بگذار انسان ها تا تا انتهای قضاوت
اشتباهشان نسبت به آنچه هستی برود !!!
بگذار نیت های تو را اشتباه بگیرند ...
خیره نگاهشان کن ...
مگر چقدر مهم است درست شناخته شدن در اذهان دیگران ،
وقتی آن ها از درونت بی خبرند !
چه فرقی میکند تو را فرشته خطاب کنند یا شیطان ؛
اگر این دنیا غریب است
تو آشنا بمون ...
تو پای خوبی هایت بمان !
#کانال_انرژی_مثبت
┏━━━⚜━━━┓
╠══💞 @MOSBAT 💞══╣
#از_منفی_به_مثبت
شما خالق زندگی تان هستید
زندگی به طور اتفاقی در جریان نیست بلکه پاسخی در برابر بخشش ها و داده های شماست زندگی صدا و آهنگ خودتان است. هر بعدی از زندگی تان بازتاب نیت و افکار شماست. شما خالق زندگی تان می باشید. شما خود نویسنده داستان زندگیتان هستید. این شمایید که کارگردان جریانات زندگی تان هستید. این شمایید که با داده هایتان به کائنات، تصمیم می گیرید چه نوع زندگی داشته باشید.
#کانالانرژیمثبت
💎 @MOSBAT
انسانها از رابطه به وجود میآیند
در رابطه رشد میکنند
در رابطه آسیب میبینند
و در رابطه ترمیم میشوند.
#اروین_دیالوم
#روانشناسی_انرژی_مثبت
🥀 @MOSBAT
#صبح قبل از هر کاری خودت را به صورت فردی بسیار #شاد تجسم کن. بسیار #امیدوار، با طراوت و #مشتاق از رختخواب بلند شو. انگار قرار است آن روز اتفاقی کامل با ارزشی بیکران روی دهد. با حالی بسیار #مثبت و سرشار از امید در حالی که احساس می کنی آن روز، روزی عادی نخواهد بود از رختخواب بلند شو. گویی چیزی استثنایی، شگفت انگیز و بسیار نزدیک در انتظارت است. تمام آن روز را دوباره و دوباره به یاد بیاور. در عرض هفت روز خواهی دید که کل الگو، شیوۀ زندگی و موجت #تغییر کرده است!
#کانالانرژیمثبت
💎 @MOSBAT
🥀 @MOSBAT
نه بیمارم نه خوشحالم، نه از حالم خبر دارم
گهی با جان گهی با دل، گهی از هر دو بیزارم
گهی خم های در جوشم، گهی خمار می نوشم
گهی بیدار ولی خوابم، گهی در خواب و هشیارم
گهی بیگانه از خویشم، گهی بیگانه هم خویشم
گهی آنم، گهی اینم، گهی سر در گریبانم
گهی در شور و در سازم، گهی با غصه دمسازم
گهی تا عرش می تازم، گهی با ذره می سازم
گهی شاد و غزل خوانم، گهی از درد بی تابم
چه غوغاییست در این عالم، که من حیران حیرانم ....
ﭼﻮﭘﺎﻧﯽ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﮐﺎﺳﻪ ﺷﯿﺮﯼ ﺟﻠﻮی ﺳﻮﺭﺍﺧﯽ میگذاشت. ﻣﺎﺭﯼ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯽآمد، ﺷﯿﺮ را میخورد ﻭ سکهاﯼ ﺩﺭ ﺁﻥ میانداخت.
ﭼﻮﭘﺎﻥ ﻣﺮﯾﺾ ﺷﺪ. ﺑﻪ ﭘﺴﺮﺵ ﮔﻔﺖ ﻫﻤﺎﻥ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﺑﮑﻨﺪ. ﭘﺴﺮ ﻭﺳﻮﺳﻪ ﺷﺪ ﻭ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻣﺎﺭ ﺭﺍ بکشد ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺳﮑﻪﻫﺎ ﺭا ﺑﺮﺩﺍﺭﺩ. ﻫﻤﯿﻦ ﮐﺎﺭ را ﮐﺮﺩ. ﻭﻟﯽ ﻣﺎﺭ ﺯﺧﻤﯽ ﺷﺪ و ﭘﺴﺮ را نیش زد و ﭘﺴﺮ ﻣﺮﺩ.
ﭼﻮﭘﺎﻥ ﻣﺪﺗﯽ ﺑﻌﺪ ﺑﯽﭘﻮﻝ ﺷﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺭﺳﻢ ﻗﺪﯾﻢ، ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﮐﺎﺳﻪ ﺷﯿﺮﯼ ﺟﻠﻮی ﺳﻮﺭﺍﺥ ﮔﺬﺍﺷﺖ. ﻣﺎﺭ ﺷﯿﺮ را ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﺳﮑﻪﺍﯼ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﺍﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ: «ﺩیگر ﺑﺮﺍیم ﺷﯿﺮ ﻧﯿﺎور، ﭼﻮﻥ ﻧﻪ ﺗﻮ ﻣﺮﮒ ﭘﺴﺮﺕ را فراموش میکنی و ﻧﻪ ﻣﻦ ﺩﻡ ﺑﺮﯾﺪﻩام را.»
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﻝ ﮐﻨﺪ ﺗﺎ ﺯﺧﻢ ﮐﻬﻨﻪ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﺷﻮﺩ!
#کانالانرژیمثبت
💎 @MOSBAT
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌟شــــــب چــه حـکــــــــــایــــــت قــشـنـگـیـســت…
آدم را وادار به فــکـر کــردن به آنـهـایــی مــیکـنــد کـه عـــزیـــزنـــد.
@MOSBAT