eitaa logo
انرژی مثبت
14.2هزار دنبال‌کننده
19.1هزار عکس
15هزار ویدیو
127 فایل
به خانواده انرژی مثبت خوش آمدید برای دریافت تعرفه تبلیغات پیام بزارید: @Teslaco @Teslaco
مشاهده در ایتا
دانلود
بالاخره در زندگی هر آدمی یک نفر پیدا می شود که بی مقدمه آمده، مدتی مانده، قدمی زده و بعد اما بی هوا غیبش زده و رفته! آمدن و ماندن و رفتن آدم ها مهم نیست... اینکه بعد از روزی روزگاری، در جمعی حرفی از تو به میان بیاید آن شخص چگونه توصیفت می کند مهم است! اینکه بعد از گذشت چند سال، چه ذهنیتی از هم دارید مهم است. اینکه آن ذهنیت مثبت است یا منفی اینکه تو را چطور آدمی شناخته، مهم است. منطقی هستی و می شود روی دوستی ات حساب کرد؟ می گوید دوست خوبی بودی برایش یا مهمترین اشتباه زندگی اش شدی؟ اینکه خاطرات خوبی از تو دارد یا نه برعکس اینکه رویایی شدی برای زندگی اش یا نه درسی شدی برای زندگی ؟ به گمانم ذهنیتی که آدم ها از خود برای هم به یادگار می گذارند از همه چیز بیشتر اهمیت دارد وگرنه همه آمده اند که یک روز بروند. 💎 @MOSBAT
💎 وقتي از ته دل بخندی وقتی هر چیزی را به خودت نگیری، وقتی سپاسگزار آنچه که هست باشی، وقتی برای شاد بودن، نیاز به بهانه نداشته باشی؛ آن زمان است که واقعا زندگی می کنی. بازی زندگی، بازی بومرنگ‌هاست؛ اندیشه‌ها، کردارها و سخنان ما، دیر یا زود با دقت شگفت‌آوری به سوی ما بازمی‌گردند. زمانی که آدمی بتواند بی هیچ دلهره ای آرزو کند، هر آرزویی بی درنگ برآورده خواهد شد. ✍ @mosbat
💎 وقتی پشت سر پدرت از پله ها پایین می روی و می‌بینی چقدر آهسته می رود تازه می‌فهمی چقدر پیر شده ! وقتی مادر بعد از غذا، پنهانی مشتی دارو را می‌خورد ، تازه می‌فهمی چقدر درد دارد اما چیزی نمی گوید.. . در ۱۰ سالگی : ” مامان ، بابا عاشقتونم ” در ۱۵ سالگی : ” ولم کنین ” در ۲۰ سالگی : ” مامان و بابا همیشه میرن رو اعصابم ” در ۲۵ سالگی : ” باید از این خونه بزنم بیرون ” در ۳۰ سالگی : ” حق با شما بود ” در ۳۵ سالگی : “ میخوام برم خونه پدر و مادرم ” در ۴۰ سالگی : ” نمیخوام پدر و مادرم رو از دست بدم ! ” در شصت سالگی : ” من حاضرم همه زندگیم رو بدم تا پدر و مادرم الآن اینجا باشن ... . و این رسم زندگی است.... چه آرامشی دارد قدردان زحمات پدر و مادر بودن و هیچ زمانی دیر نیست حتی همین الآن.... @mosbat
گفتم خدایاچگونه آغازکنم؟؟؟ گفت به نام من گفتم خدایاچگونه آرام گیرم؟؟؟ گفت به یادمن گفتم خدایاخیلی تنهایم؟؟؟ گفت تنهاترازمن؟ گفتم خدایاهیچ کسی کنارم نمانده؟؟؟ گفت به جزمن گفتم خدایاازبعضی هادلگیرم گفت حتی ازمن؟ گفتم خدایاقلبم خالیست گفت پرکن ازعشق من گفتم دست نیازدارم گفت بگیردست من گفتم بااین همه مشکل چه کنم؟؟؟ گفت توکل کن به من گفتم احساس میکنم خیلی ازت دورم گفت نه،نزدیکترین به تو ،من گفتم برای ارزوهایم چه کنم؟؟؟ گفت تلاش و به امیدمن گفتم خدایاچرا اینقدر میگويی من؟؟؟ گفت چون من ازتوهستم وتوازمن.. 💎 @MOSBAT
به داشته ها ، موقعیت ها و آدم هایِ خوبِ زندگی ام فکر می کنم به هرچیز یا هرکسی که دنیایِ مرا زیبا و حالِ مرا خوب می کند . و می خندم ؛ به رویِ تمامِ روزهایِ خوبی که در راهند ، اتفاقاتِ خوبی که خواهند افتاد ، و آرزوهایی که برآورده خواهند شد . خوشبختی یعنی همین ؛ که زندگی را سخت نگیرم ، که حالِ من خوب باشد . 💎
🥀 @MOSBAT سه چیز، زن را قلبا شاد می کند ۱- وقتی مورد احترام همه باشد ۲- وقتی اولین بار مادر شود. ۳- وقتی از لحاظ مالی وابسته نباشد. سه چیز زن را به گریه می اندازد ۱- حرفی که احساسش را جریحه دار کند. ۲- از دست دادن کسیکه دوست دارد. ۳- مرور خاطرات خوبی که از دست داده. سه چیز که زن به آنها نیاز دارد ۱- احترام ۲- تایید شدن، ۳- زمان برای رسیدگی به ظاهرش. سه چیز که زن را نابود میکند ۱- تعریف و تمجید همسرش، از زنی دیگر ۲- مبهم بودن آینده اش ۳- ازدست دادن پدر و مادر، همسرو فرزندش... سه چیز که زن به آنها افتخار می کند ۱- عاطفه اش ۲- اصل و نصبش. ۳- نجابتش سه چیز که زن را وادار می کند از زندگی شما، برود ۱- خیانت ۲- عیب جویی از او. ۳- عدم احساس امنیت و فقط یک چیز راز یک زن را فاش می کند "نگاهش"
🥀 @MOSBAT 💕زیبا ترین متن دنیا سر تا پایم را خلاصه کنند می شوم "مشتی خاک" که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه یا "سنگی" در دامان یک کوه یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس شاید "خاکی" از گلدان‌ یا حتی "غباری" بر پنجره اما مرا از این میان برگزیدند : برای" نهایت" برای" شرافت" برای" انسانیت" و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای : " نفس کشیدن " " دیدن " " شنیدن " " فهمیدن " و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمید من منتخب گشته ام : برای" قرب " برای" رجعت " برای" سعادت " من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده: به" انتخاب " به" تغییر " به" شوریدن " به" محبت " وای بر من اگر قدر ندانم…❤️❤️
🥀 @MOSBAT دعايی زیبا از بابا طاهر : خدایا دانشی ده ،غم نگیرم . بده آرامشی ،ماتم نگیرم . خدایا ازشهامت بی نصیبم، شهامت ده که آرامش بگیرم. خدایا ، این تفاوت بر من آموز. که در گمراهی مطلق نمیرم. ابرها به آسمان تكيه ميكنند، درختان به زمين و انسانها به مهرباني يكديگر... گاهي دلگرمي يك دوست ، چنان معجزه ميكند كه انگار خدا در زمين كنار توست. جاودان باد سايه دوستانيكه شادي را علتند نه شريك، و غم را شريكند نه دليل..
✔️✔️زود قضاوت نكنيد.. زود به انتهاي قضيه نرسيد ، يا در ميان صحبت‌ها، مدام دنبال درست و غلط نگرديد! قبل از نتيجه گيری كردن، در مورد حرف‌ها و رفتار های ديگران كمی فكر كنيد ؛‌ کمی دقّت کنید . خصوصا اگر می‌دانيد اين صحبت ها و قضاوت ها ، فقط از يك احساس زود گذر مثل خشم یا نفرت و کینه نشأت می‌گيرد.. 👁🗨 @mosbat
زنی بود روستایی، تنها زن باسواد دهکده اش. درتمام عمر بدبختی به سرش باریده بود. یک روز از او پرسیدم مامان بزرگ چه چیزی در زندگی از همه مهم تر است؟ جوابش را فراموش نکرده ام، فقط یک چیز در زندگی به حساب می آید آن نشاط است. هیچ وقت اجازه نده کسی آن را از تو بگیرد 📚 دیوانه وار 👤 کریستین بوبن @MOSBAT
عشق به خویشتن کسی که تا بحال در آینه نگاه نکرده و به خودش نگفته: مهربان، دوستت دارم، چطور می تواند به دیگران بگوید دوستت دارم؟ بزرگان به ما یاد دادند دیگران را مثل خودمان دوست داشته باشیم اما یک مسئله ی مهم اینجا هست، ما سالهاست خودمان را دوست نداریم چطور دیگران را مثل خودمان دوست داشته باشیم؟ سالهاست یک گپ عاشقانه و محبت آمیز با خودمان نداشتیم چطور به دیگران محبت کنیم و عشق بورزیم ؟ وقتی ما خودمان را دوست نداشته باشیم، انتظار بی جایی است که بخواهیم کائنات ما را دوست داشته باشد، هدایای کائنات از آن کسانی میشود که عاشق خودشان هستند. 💎 @MOSBAT
مرد فقیرى بود که همسرش از ماست کره مى گرفت و او آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت، آن زن کره ها را به صورت توپ های یک کیلویى در می آورد. مرد آنرا به یکى از بقال های شهر مى فروخت و در مقابل مایحتاج خانه را مى خرید. روزى مرد بقال به اندازه کره ها شک کرد و تصمیم گرفت آنها را وزن کند. هنگامى که آنها را وزن کرد، اندازه هر کره ۹۰۰ گرم بود. او از مرد فقیر عصبانى شد و روز بعد به مرد فقیر گفت: دیگر از تو کره نمى خرم، تو کره را به عنوان یک کیلو به من مى فروختى در حالى که وزن آن ۹۰۰ گرم است. مرد فقیر ناراحت شد و سرش را پایین انداخت و گفت: ما ترازویی نداریم، بنابراین یک کیلو شکر از شما خریدیم و آن یک کیلو شکر شما را به عنوان وزنه قرار دادیم. مرد بقال از شرمندگی نمیدانست چه بگوید. از ماست که بر ماست؟؟؟؟؟؟ 🥀 @MOSBAT