صحبت از هرچه کنی بر ضررت خواهد بود ،
[ حرف داری و نباید بزنی می فهمم ]
- آشفتگیهبایدببخشید -
میشه بشینی پیشم شعر واسم بخونی؟!
قبول دارین شعر تو شب حس و حالِ دیگه ای داره؟
یک نفر اینجا دلش تنگ است ، باور میکنی؟
یک گذر بر قلب او یک بار دیگر میکنی؟
یک نفر دارد هوایِ پر کشیدن در دلات
یک سفر شَهباز من ، با این کبوتر میکنی؟
ماه من ، چشمان زیبایت مرا دیوانه کرد
با من دیوانهای زیبای من سر میکنی؟
گل بده در باغ دل تا جان دهم در پای تو
گل بده ، لطفا ، قبول؟ دل را معطر میکنی؟
ساعتی پیشم نشین ، من خستهام از زندگی
خستگی را از تنم با بوسهای در میکنی؟
گوش من لج میکند وقتی که حرف از رفتن است
صحبت رفتن تو با این آدمِ کر میکنی؟