ما اونقدر به احساساتمون اما و اگر
اضافه کردیم که گاهی خودِ احساس ،
قبل از اینکه ابراز بشه فدایِ قانونهای
نانوشتهٔ ما میشه ؛
اصلاً کی گفته نباید اولین نفر پیام بدی؟ کی گفته نباید به رهگذر تویِ خیابون لبخند بزنی؟ کی گفته وقتی دلتنگ کسی شدی پنهونش کنی؟ کی گفته نباید با یه سالمند غریبه چند دقیقه همصحبت بشی ، فقط چون احساس کردی به یک گفتوگو احتیاج داره؟ کی گفته نباید به دوستی که مدتهاست خبری ازش نداری ، از آسمون عکس بفرستی و بنویسی : با دیدن قشنگیش یاد تو افتادم ! کی گفته نمیتونی بدون مناسبت ، برای مامانت گل بخری؟ کی گفته نمیتونی از بابات بابت گذروندن یه روز طاقتفرسا تشکر کنی؟ کی گفته نباید اگه از کسی دلخوری ، فرصت توضیح دادن بهش بدی ، قبل از اینکه در ذهنت محکومش کنی؟
ما احساساتمون رو اونقدر پشت منطق ، غرور ، ترس و هزار جور حسابوکتاب پنهون کردیم که گاهی خودمونم یادمون میره آخرین بار کی بدون ترس ، بدون نقاب و بدون فکر کردن به قضاوت دیگران ، فقط چیزی رو که دلمون میخواست انجام دادیم !
- آشفتگیهبایدببخشید -
اصلاً کی گفته نباید اولین نفر پیام بدی؟ کی گفته نباید به رهگذر تویِ خیابون لبخند بزنی؟ کی گفته وقتی
https://daigo.ir/secret/p-4a5a8411
اگر روابط انسانی پیچیده نبود ،
شما چیکار میکردین؟
از وقتی که ذهنم پر از جمله و کلمهست
ولی نمیتونم حرف بزنم و کلمات رو کنار
هم بچینم متنفرم .
- آشفتگیهبایدببخشید -
چقد جمله جالب و بجایی بود .
همه فقط تماشاچیان ،
همه عجله دارن برن سراغ بعدی
شاید چون فکر میکنیم همیشه یه چیز جدیدتر هست !