و اگر دیگر پیدا نشدم، از یاد ببر و فکر کن فقط خواب بدی بودهام که فراموش کردهای.
آن چشمها، آن چشمهایِ سیاه براق، ای خدا،
کاش میتوانستم خودم را در چشم هایش حلق آویز کنم.
ولی من میخوام برگردم قبلا و بهم بگی: صبر میکنیم. همچی درست میشه. توعم مال من میشی. مگه همینو نمیخوای. اما الان نیستی. هیچی درست نشده. منم واسه هیشکی نشدم. و بازدیداتو چک میکنم
دوست داشتن خیلی جالبه . .
مثلا داری چای دم میکنی ، یهو یادش میوفتی نیشت تا بناگوش باز میشه:)