خانومه اومده بود آرایشگاه میخواست آماده بشه بره عروسی که یهو یادش افتاده بود شال همرنگ لباسش که گلبهیه رو یادش رفته بیاره
زنگ زد شوهرش و دقیق آدرس جای شال و رنگشو داده بود
نیم ساعت بعد شوهره یه شال اناری رنگ زده بود زیر بغلش و آورده بود.
دم در آرایشگاه دعوا شد.
مرده قبول نمیکرد این قرمزه میگفت گلبهیه!😂😂
دوستم با پارتن. رش دعواش شده بود
برا همهی نوتیفاش صدای خر گذاشته بود :)
وسط یه بحث جدی یهو میدیدی صدای خر میاد :)))))))))))😐😅
یا زشتین 😑
یا دورین 🤨
یا رل دارین 😒
یا نامزد دارین🤦♂
دیگ دارید خیلیییی اذیتم میکنید😕😁😂
😂😔🤡💔
تو رو خدا سرعت اینترنت رو خوب کنید
چند روز خانومم سرش از تو گوشی در آورده
هی نگاه میکنه اینور میگه خونه نقاشی میخواد
نگاه میکنه اونور میگه مبلها را عوض کن
امروز برگشته میگه تو چرا واسه من طلا نمیگیری😕😂🤡