#همسایه _زورگو
#part_5
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کارم که تموم شد به سمت کلاس رفتم
همین که در و باز کردم
با دیدن وضعیت جلوم جفت چشمام اندازه نعلبکی شد
یکی داشت با قابلمهی که نمیدونم از کجا اومده بود طبل میزد
یکی آهنگ میخوند و بقیه دست میزدن
یهو لبخندی رو لبم اومد
داش اینا چه باحال و مشتی بودن
یه قدم جلوتر رفتم که یکی از پسرا داد زد
- بچه این دختر جدیده رو!
نیشخندی زدم و خونسرد از کنارش رد شدم
یه لحظه خواستم منم برم اون پایین و باهاشون بخونم
اما کلاس اول و گند زده بودم
نمیشد اینم بزنم
وقتی نشستم یکی دیگشون تیکه انداخت
- پسر چه گوگولیه
ابروهام بالا پرید
این الان به من گفت گوگولی؟
دلم میخواست از خنده زمینو گاز بزنم
نیما کجا بود ببینه دارن به منننن میگن گوگولییی؟
متاسفانه قبل اینکه دهنمو باز کنم و حرف بزنم
نظر همه این بود که گوگولیم
ولی بعدش...
کلاسورمو بیرون کشیدم و خودمو مشغول کردم
- زبون نداری بچه چون؟
همون پسر اولیه بود
دندونمو روی هم فشردم و غریدم
- مفتش زبون بقیه ای؟
یا زبون شمار!
حالا همه دیگه نگاهشون به سمت ما بود
به جای اینکه جواب منو بده
روبه بقیه با ذوق گفت
- چه صدای داره لامصب
پوکر نگاش کردم
الان اگه موهای بورشو بهم پاپیون میزدم چی میشد؟
نچ
فعلا زود بود واسه هنر نمایی نبات طوری!
#همسایه _زورگو
#part_6
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
با نگاه کردم به کنجکاوی همشون
یهو کرمکم گل کرد
آره خودشهه
با صدای خونسرد و ملایمی گفتم
- سرت تو کار خودت باشه!
دستو توی موهاش کشید و شیطون خندید
- اگه تو کار تو باشه چی؟
چشمامو ریز کردم
طوری نگاش کردم که ابهتمو از توی نگاهم بخونه
و بیخیال زمزمه کردم
- فکر نکنم دلت بخواد بدونی!
نگاهش مشکوک شد
دلم میخواست از خنده منفجر شم
لابد با خودشون فکر میکردن آقازاده گردن کلفت و فلانی ام
وای ننه
مردم آزاری چقدر خوشمزه بود
با ورود استاد صداشون بریده شد و همه سریع سر جاهاشون نشستن
سرمو بلند کردم
منتظر بودم یه استاد جذاااب دخترر کش ببینم
اما برخلاف رویاها و آرمان های دیرینه ام
یه مرد تقریبا مسن جلوم بود
پوف بی حوصله ای کشیدم
فایده نداشت
انگار باید امیدمو از دست میدادم از اینا داماد برای مامانم در نمیاومدن
- پیس پیس دختر گوگولیه!
با صدای آرومی از کنارم سرم به اون طرف چرخید
همون پسره بود، مردک زردنبور سمج
چشمکی بهم زد
- اسمت چیه؟!
آخی پیشی بشی پسر
شبیه بچه های کلاس اول داشت سعی میکرد بهم نزدیک شه
حالا که فکر میکردم یکمی بچه باحالی بود
#همسایه _زورگو
#part_7
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
لبخندی زدم که چشماش درشت شد
بدبخت الان با خودش فکر میکرد خولی چیزی هستم
اما من فقط یکم مودی بودم
آره، همش یه ذره!
آروم لب زدم
- اسمم بتوله!
چنان ماتش برد که حالا انگار گفتم اسمم بلقیسه
بتول به این خوشگلی ندیده بود؟
به خودش اومد و لبخند ماسیده ای زد
- خوشبختم منم اصغرم!
اصغر؟
چه اسم زیبایی
ناقلا دل به دل شیطنتم داده بود
خواستم حرفی بزنم که استاد شروع کرد به خوندن اسم حاضریا
مگه اینجام حضور و غیاب میکردن؟
ترم اولی بودن چقدر سخت بود
حس میکردم شبیه اسکلای هیچی ندونم
پوفی کشیدم
الان دروغم رو میشد
کث...افتا نذاشتن حداقل یه روز با اسمه مورد علاقه ام کیف کنم
- نباتِ اشرفی!
وقتی اعلام وجود کردم پسره با حرص نگام کرد
لبخندی به روش زدم
یکی که نمیدونم چه گاوی بود بلند گفت
- قندا از کی شدن اسم؟
همه خندیدن که دندونمو روی هم فشردم
استاد بهش تشر زد
- مزه نریز مریدی
با...س..نم روی صندلی آروم و قرار نداشت
دلم میخواست بلند شم و با مشت دندونشو توی دهنش بریزم یاد بگیره اسممو درست تلفظ کنه
مردک اسکل
موجود چندش بد پا روی دمم گذاشته بود
کلاس که تموم شد وسایلمو جمع کردم
همین که بلند شدم یکی از کنارم رد شد و تنه ای بهم زد
- برو کنار قند سوخته!
متاسفانه دیگه کنترل دستام دیگه با من نبود و...
هدایت شده از Nana1893
https://eitaa.com/joinchat/1950615154C873652d525
جوین مرامی بانو-جناب؟𓍼֪
هدایت شده از 𝗺𝘆𝘀𝘁𝗲𝗿𝗶𝗼𝘂𝘀
امار 100 وص♤لتون کنم؟👾
𝐀𝐬𝐡𝐰𝐚𝐧
https://eitaa.com/joinchat/611649137Cc362006631