eitaa logo
•مائین|Maein🌙•
315 دنبال‌کننده
50 عکس
0 ویدیو
0 فایل
◇بِسم رَب الحیدر✨️ اینجا ¿ ویترین خاطرات ⏳️ مُبتلا به هنر🪄 علاقه مند به عکاسی📸😌 - برای هماهنگی تبلیغات و پاسُخگویی🧕: @fakhrabadi_110 کُپی؟ حَلالتون😎
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
استان یزد 🌝
کــــسی چــــه میدونه! ~شاید شانــــس آوردیم که بعضی دَرها هیچ وقــت به رومون باز نَشد...
🕊 وَ مَن یتوکل عَلی اللّه فَهوَ حَسبُهُ <سوره طلاق آیه ی ۳> آرام باش... وقتی دل به خدا سپرده ای ، هیچ کمبودی باقی نمی ماند. @Maein110
اینجا داره بارون میاد🥹🍃 در حال حاضر... گرمای یزد هوای شَرجی شمال بارون کَرج رو باهم داره🚶‍♀️😅
کاش میشد دوباره به همان روز ها برگشت روزهایی که تنها دغدغه مان ، انتخاب رنگ مداد رنگی ها بود و تمام غم هایمان با عروسکی کوچک بر طرف می شد . [عروسک کِش رفته شده از بچه ی خواهرم🥸] •@Maein110
صدام حسین باز کُرد های عراقی را آوره ایران کرده و این بار سعید با یک خواهش امد ببیندت. می گوید : اگه بهت بگم بیا لب مرز ؛ بیا این زن های آوره رو بازرسی بدنی کن . از دستم دلخور میشی؟ این جا مریوان است ؛ ۱۴ فروردین سال ۷۰، چند روزی بعد از به دنیا آمدن فاطمه و عید دیدنی های آشناها و تنهایی دوباره تو. سعید فرمانده سپاه است و مشغول خطِ مرزی مریوان . می گویی : دلت میاد این بچه شیر خوره را ول کنم؛ پاشم بیام اونجا؟ می گوید : من به فاطمه نگفتم بیاد به تو گفتم بیا اگه تو دلت به اومدن رضا بده ، خودت هم بلدی یه فکر برای فاطمه بکنی . شادی و هراس به دلت چنگ میزند و نمی دانی چه بگویی . این اولین بار است که سعید از تو خواسته با او به ماموریت جنگی بروی. اولین بار است که همراه سعید از خانه و بچه ها و حریم این شهر دور می شوی . اولین بار است که پا به پای سعید جایی میروی که با او بودنش تمام سختی ها و تلخی ها را برای تو شیرین خواهد کرد. |از 📚: همسفر آتش و برف| @Maein110