eitaa logo
📖خاطرات سمی ناشناس🙇
1.5هزار دنبال‌کننده
36 عکس
3 ویدیو
0 فایل
مجیک😃 هستم اینجا هر شب یه سؤال می‌پرسیم و سوال سنجاق میشه ✍️ شما جواب می‌دی → ما ناشناس منتشر می‌کنیم. جوابتو بفرست به لینک ناشناس👇 https://eitaayar.ir/anonymous/Pc6B.vM8dX اینم ایدیم😁👇 @Magic_1
مشاهده در ایتا
دانلود
برام سوال شده بچه های کانال چه مشکلی با تلوزیون بدبخت دارن😂😂
سلام ۱۰ سال پیش. ۳ میلیون پول و گم کردم 😐..از مغازه در اومدم تا سوار ماشین بش حالت لی لی رفتم نگو از جیبم میفته ...
به اونی که پوشک از ترکیه اوردن براش بگو ،ما سه تا بچه با یه کهنه بزرگ شدیم😂😂
وقتی بچه بودم روزی چندبار شماره خاله ستاره رو میگرفتم و حرف میزدم. آخرش پول تلفنمون ۲۷۰هزار تومان😂😕 البته ۲۷۰هزار تومان۷سال پیش خیلی ارزش داشت +اینو فقط دهه هفتادی ها میفهمن😂
کلاس سوم بودم امتحان ریاضی داشتم و داشتم با مامانم تمرین میکردم و روی شکمم خوابیده بودم که پامو پیچیدم دور شلنگ گاز بخاری و کشیدمش🗿خونه آتیش گرفت بابامم خونه نبود مامانم می‌ترسید بره جلو خودمم که بدتر .. تا همسایه ها بیان شلنگ گاز ببندن اینا نصف خونه و فرش و موکت و دیوار همه و همه سوختن🗿
بابام ی ساعت اصل خریده بود توش الماس اصل داش من ارزوم بود ب الماس واقعی دس بزنم هیچی دیگ ساعت بابام و روز اولی ک خریده بود شکوندم و ب الماس دس زدم بابام ک دید فهمید من شکوندم ولی بم چیزی نگف😂
سلام آقا بچه های کانال چه شیطون بودن من آخر خسارتی که زدم جوگیر از فوتبال اومدم خونه توپمو انداختم بالا قیچی برگردون زدم تو گلدون بزرگ خونمون... 🥱بعدشم رفتم قایم شدم✊🏻اینجوری هم نیگا نکنین اینقد مرد بودم که در نرفتم😎 +اون لحظه فک کرده سوباسا هس😂
4 سالم بود گردنبند طلا داشتم (5 گرم پلاک و 2 گرم زنجیر) داشتم بازش میکردم زنجیرش پاره شد همسایمون بنایی داشت زیر ماسه هاشون قایم کردم مامانم نبینه عصبانی نشه😶 فرداش مامانم فهمید رفتیم نه ماسه بود نه گردنبند😐
بابام یه رادیو قدیمی داشت که وقتی صبحا من خواب بودم روشنش میکرد خیلی عصبی میشدم یروز گرفتمش زیر شیرآب بعد تکوندم گذاشتم سرجاش تعمیرکارم نتونست اون وبه زندگی برگردونه
خسارت که چه عرض کنم بچه بودم داداشم اذیتم کرد . رفتیم ویلا منو داداشم رفتیم بالا پشت بوم منم فرصتو غنیمت شمردم پرتش کردم پایین ولی افتاد رو وانت ُپر کاه الان زندست داره خون می‌کنه به جیگرم😔☺️ +سامورایی بودی برای خودت😂
ما چند سال پیش از این تلویزیون طوسی ها داشتیم که مکعبی بود بعد من خیلی می رفتم جلو اون تلویزیونه یه روز داشتم شبکه پویا نگاه می کردم رفتم جلو تلویزیون رو بغل کردم که یهو افتاد روم دیگه هیچی سوخت ما هم رفتیم یه 42اینج خریدیم الان میگم خدارو شکر کنید من زدم ترکوند اونو وگرنه الان باید تو اون فیلم می دیدیم +اخه کی تلویزیون رو بغل میکنه😂😂
یه با خونه بابا بزرگم بودیم من داشتم فرار میکردم خوردم به آینه ماشین و کلا کنده شد افتاد پایین بعد هم قضیه افتاد گردن پسرخالم از همین جا ازش معذرت میخوام ببخشید امیرررر +بنده خدا امیر😅