eitaa logo
📖خاطرات سمی ناشناس🙇
1.5هزار دنبال‌کننده
36 عکس
3 ویدیو
0 فایل
مجیک😃 هستم اینجا هر شب یه سؤال می‌پرسیم و سوال سنجاق میشه ✍️ شما جواب می‌دی → ما ناشناس منتشر می‌کنیم. جوابتو بفرست به لینک ناشناس👇 https://eitaayar.ir/anonymous/Pc6B.vM8dX اینم ایدیم😁👇 @Magic_1
مشاهده در ایتا
دانلود
من پیشانی عروسشو خیلی اتفاقی شکستم وعروس رفت توحوض همه خندیدن 😐 بعدبیست سال عروس میگ ریدی تو عروسیم 😝
عروسی خالم دوتا خیارچپوندم توجیبم رفتنی موقع خداحافظی درست افتاد جلوپای داماد آبروم رفت قیافه مامانم هیچوقت یادم نمیره😊
من یبار اومدم ترقه بندازم رفت تو کفش عموم پای عموم سوخت ۳ هفته جرعت نداشتم باهاش چشم تو چشم شم😂
گیس و گیس کشی بدون اینکه اصلا بدونن سر چی دعوا کردن و بدون اینکه یه ذره خجالت بکشن😑😑😂
در کمال تعجب گفتن وای خودت که خیلی خوشگلی چرا لباس به این زشتی پوشیدی 😐🤣اونم داد میزد همه شنیدن چی گفت
یه خانومه کفش پاشنه بلند پوشیده بود، جوگیر شد اومد برقصه با مخ خورد زمین، عروسی تبدیل به عزاداری شد😂
عروسی فامیلمون بود یک نفر هر چی سر سفره بود ریخت تو کیف ظرف غذا هم آورد برنج گرفت نی رو میخواست چیکااار؟؟؟؟ جمع کرد برد برای بچش با اونا میتونست نصف محل رو سیر کنه😐😏
ولی میدونی مجیک ضایع ترینش چیه؟رقص من تو عروسی که با ناز میرم وسط و شبیه هلیکوپتر میرقصم🥲🥲🥲🥲
تو عروسی دختر خالم دوماد مامانشو بلند کرد و رو استیج انقدر چرخوند که دختر خالم از خجالت سرخ شد مامانشم سر گیجه گرفت😂😂😂
من رفته بودم عروسی دختر دائی،بعد با لباس محلی از پشت بام افتادم پایین و ۳ماه تو بیمارستان بستری بودم
داشتیم فیلم حنابندون پسر داییم رو میدیدیم در کمال تعجب مامانم همش در دستشویی بود که منو ببره دستشویی وای همه مردا هم داشتن فیلمو میدیدن😂🤭
پریشب عروسیم بود حدودا ساعت ۹ وارد تالار شدیم.دیگه رقص و کردیم شام رو خوردیم و اینا آخرشم دیدم مامانبزرگم تو کیفش پر میوه و شیرینیه.به یکی از پرسنل ها گفتم بره بش بگه برا چی داری می بری؟ اونم گفت این همه پول دادیم نباید چیزی ببریم.! ++مبارک باشه 😃