گیس و گیس کشی بدون اینکه اصلا بدونن سر چی دعوا کردن و بدون اینکه یه ذره خجالت بکشن😑😑😂
در کمال تعجب گفتن وای خودت که خیلی خوشگلی چرا لباس به این زشتی پوشیدی 😐🤣اونم داد میزد همه شنیدن چی گفت
یه خانومه کفش پاشنه بلند پوشیده بود، جوگیر شد اومد برقصه با مخ خورد زمین، عروسی تبدیل به عزاداری شد😂
عروسی فامیلمون بود یک نفر هر چی سر سفره بود ریخت تو کیف
ظرف غذا هم آورد برنج گرفت
نی رو میخواست چیکااار؟؟؟؟
جمع کرد برد برای بچش
با اونا میتونست نصف محل رو سیر کنه😐😏
ولی میدونی مجیک ضایع ترینش چیه؟رقص من تو عروسی که با ناز میرم وسط و شبیه هلیکوپتر میرقصم🥲🥲🥲🥲
تو عروسی دختر خالم دوماد مامانشو بلند کرد و رو استیج انقدر چرخوند که دختر خالم از خجالت سرخ شد مامانشم سر گیجه گرفت😂😂😂
من رفته بودم عروسی دختر دائی،بعد با لباس محلی از پشت بام افتادم پایین و ۳ماه تو بیمارستان بستری بودم
داشتیم فیلم حنابندون پسر داییم رو میدیدیم در کمال تعجب مامانم همش در دستشویی بود که منو ببره دستشویی وای همه مردا هم داشتن فیلمو میدیدن😂🤭
پریشب عروسیم بود
حدودا ساعت ۹ وارد تالار شدیم.دیگه رقص و کردیم شام رو خوردیم و اینا آخرشم دیدم مامانبزرگم تو کیفش پر میوه و شیرینیه.به
یکی از پرسنل ها گفتم بره بش بگه برا چی داری می بری؟
اونم گفت این همه پول دادیم نباید چیزی ببریم.!
++مبارک باشه 😃
عروسی پسر داییم یه جوری کل میزدم انگار جیغ میزدم هیچکس بهم ننیگفت کل نزن بد بختی باید صدای من رو گوش میدادن
در اصل این سم نیست دردناک عروسیه داییم بود بعد همه رفتیم تالار بعد داداشم آماده شده بود بیاد تو راه رفت سوپر مارکت داشت از خیابون رد میشد موتوری آشغال بهش زد فرار کرد الهی هیچ وقت خوشی نبینه عروسی کوفتم شد تا صبح گریه کردم صب پاشدم رفتم مدرسه
عروسی پسر خالم بود بعد یه دختر از طرف فامیلهای عروس که سندرومدان داشت رفته بود سیم های دیجی رو قطع کرده بود تا نیم ساعت همه چی قطع بود😂