eitaa logo
📖خاطرات سمی ناشناس🙇
1.5هزار دنبال‌کننده
36 عکس
3 ویدیو
0 فایل
مجیک😃 هستم اینجا هر شب یه سؤال می‌پرسیم و سوال سنجاق میشه ✍️ شما جواب می‌دی → ما ناشناس منتشر می‌کنیم. جوابتو بفرست به لینک ناشناس👇 https://eitaayar.ir/anonymous/Pc6B.vM8dX اینم ایدیم😁👇 @Magic_1
مشاهده در ایتا
دانلود
هرماه فیلم عروسیشونو نگاه میکنن😃😃
مامان و بابام حتی وختی ک خیلی خیلی بد دعوا میکنن بازم آخرشب برمیگردن توی اتاق خوابشون تاحالا ندیدم جدا از هم بخوابن:) +زوج های جوان اینو قانون زندگیتون کنین حتمااا
بابام ماکارونی دوست نداره هروقت که نهار نباشه مامانم درست میکنه وقتی غذایی رو دوست نداره واسش یه چیز دیگه درست میکنه وقتی هم که شبا بابام نیست خوابش نمی‌بره بابام هم ماشینشو زده به نام مامانم +الانه که خانومای کانال بگن یاد بگیر ماشینو بزن به نام ما درسته!؟😂😀
سلام مامانم وقتی میخواد بشینه توماشین درو محکم میبنده بابام میگه نزن اونجوری داغون شد ماشینم مامانم میگع ماشینت؟! توخودتم مال منی چ برسع ب ماشینت😂❤ +حق😂
مامانم رفته بود مسافرت،شال مامانمو میبست سرش که بوی موهای مامانمو میداد تا خوابش ببره.
پدرم راننده کامیونه و شبایی که توجادست تا وقتی به مقصدش نرسیده مامانم تا صبح بیدار میمونه برای سلامتیش قران میخونه
سلام امیدوارم وقتی این سوال رو از بچم میپرسن انقددد حرف داشته باشه که ندونه چی بگه و کدمو تعریف کنه +چرا نشه حتما میشه به لطف خدا
بابام ادم خجالتیه مامانم گاهی یهویی وسط خیابون میگه دوست دارم بابام با خجالت دستشو میگیره خیلی کیوته😝
اگه با مامانم دعوا کنم و برم تو اتاق بابام میره بیرون زنگ میزنه بهم میگه همین الان برو ازش معذرت خواهی کن طاقت نداره ناراحتیشو بیینه :*)
هروقت قهرن بابام براش کادو میخره آخرین بار براش گوشی نو خرید 🥺🥺
مامانم رفته بود ترکیه برا مدرک آرایشگری. بعد بابام خیلی بی تاب بود که بیاد و همین طور هم من با داداشم رو هیی دعوا میکرد. بعد هم که اومد بابام براش یه مراسم خیلی با شکوهی گرفت و کل فامیل پدری و مادری رو دعوت کرد به خونمون.
سلام به اعضای جدید✨ به خاطره‌های ناشناس خوش اومدین 👋 اینجا هر شب یه سؤال می‌پرسیم و سوالات سنجاق میشه به سوال امروز جواب بده پین شده😃 ✍️ شما جواب می‌دی → ما ناشناس منتشر می‌کنیم.