eitaa logo
📖خاطرات سمی ناشناس🙇
1.5هزار دنبال‌کننده
36 عکس
3 ویدیو
0 فایل
مجیک😃 هستم اینجا هر شب یه سؤال می‌پرسیم و سوال سنجاق میشه ✍️ شما جواب می‌دی → ما ناشناس منتشر می‌کنیم. جوابتو بفرست به لینک ناشناس👇 https://eitaayar.ir/anonymous/Pc6B.vM8dX اینم ایدیم😁👇 @Magic_1
مشاهده در ایتا
دانلود
جواباتون👇👇👇
گواهینامه ندارم ماشین همسایه مون غر کردم هیچی نگفتم ۱۸سالمه😭
سلام خوبی خرابکاری که زیاد میکنم و آخریش این بود که با نت بابام فیلم دانلود کردم و نتش تموم شد
مامانم داشت ظرف میشست گفت پیام بزن به فلان دوستم بگو نمی تونیم فردا بریم خونشون، منم دستم خوووورد زنگ زدم بهش ولی زود قط کردم. حالا اونم مگه ول کرد صد بار زنگ زد مامانمم به من گفت نمیشه یه کار بهت گفت😂😂
غذا رو سوزوندم😁💔
داشتیم میرفتیم سرکار بابام رفتم دستشویی عمومی دسته کلید بابام تو جیبم بود کلید سرکارش خونه و... افتاد تو چاه
توی سرود اخرش یه ایه ای قرار شده بود بخونم بعد تا نصفش گفتم بعد روبه مربی زمزمه کردم نمیتونم🤣🤣🤣 همه فهمیده بودن🤣🤣🤣🤣
مهمان سرزده امد،خورشت سبزیم برااینکه زیادتر بشه،از فریزرخوراک لوبیا ریختم داخلش،ولی پرسیب زمینی بود،😄 خوردن گفتن دنبه چیه
این توپا هست که توش مروارید ژله ای هست و باهاش بازی میکردن داداشم یکی داشت منم همش باش بازی میکردم که یهو پاره شد دوسه تا مرواریداش ریخت منم زود گذاشتم سرجاشو به رو خودم نیاوردم بعد که داداشم بردلشت دیگه کامل پاره شد هنوز که هنوزه نفهمیده کار منه😂😂😂
سپر ماشین بابامو زدم به ستونِ پارکینگمون اینقد ترسیدم که بابام عصبانی شه و بگه دیگه حق نداری ماشینو ببری اما با کمال آرامش گفت به جهنم که شکست از این به بعد هم هرجا خاستی ماشینو ببر 😍😍 (دخترم)
دیروز باید ناهار درست میکردم برنجارو سوزوندم 😁😁
کارت عابر بانک همسرم رو داخل شلوارش بود انداختم داخل ماشین لباسشویی بعد که دیدم خراب شده کلا انداختمش یه هفته دنبالش میگشتم تا رفت یکی گرفت اگه توی گروهی حلال کن همسر عزیز و فداکارم 🫣