eitaa logo
📖خاطرات سمی ناشناس🙇
1.5هزار دنبال‌کننده
36 عکس
3 ویدیو
0 فایل
مجیک😃 هستم اینجا هر شب یه سؤال می‌پرسیم و سوال سنجاق میشه ✍️ شما جواب می‌دی → ما ناشناس منتشر می‌کنیم. جوابتو بفرست به لینک ناشناس👇 https://eitaayar.ir/anonymous/Pc6B.vM8dX اینم ایدیم😁👇 @Magic_1
مشاهده در ایتا
دانلود
مهمان سرزده امد،خورشت سبزیم برااینکه زیادتر بشه،از فریزرخوراک لوبیا ریختم داخلش،ولی پرسیب زمینی بود،😄 خوردن گفتن دنبه چیه
این توپا هست که توش مروارید ژله ای هست و باهاش بازی میکردن داداشم یکی داشت منم همش باش بازی میکردم که یهو پاره شد دوسه تا مرواریداش ریخت منم زود گذاشتم سرجاشو به رو خودم نیاوردم بعد که داداشم بردلشت دیگه کامل پاره شد هنوز که هنوزه نفهمیده کار منه😂😂😂
سپر ماشین بابامو زدم به ستونِ پارکینگمون اینقد ترسیدم که بابام عصبانی شه و بگه دیگه حق نداری ماشینو ببری اما با کمال آرامش گفت به جهنم که شکست از این به بعد هم هرجا خاستی ماشینو ببر 😍😍 (دخترم)
دیروز باید ناهار درست میکردم برنجارو سوزوندم 😁😁
کارت عابر بانک همسرم رو داخل شلوارش بود انداختم داخل ماشین لباسشویی بعد که دیدم خراب شده کلا انداختمش یه هفته دنبالش میگشتم تا رفت یکی گرفت اگه توی گروهی حلال کن همسر عزیز و فداکارم 🫣
سلام برای پرده زبرا تافنی اندازه ها رو دادم و سفارش دادم وقتی آوردن دیدم جای طول و عرض رو اشتباه گفتم من مدیر مدرسه ام این اتفاق بخاطر مشغله زیاد افتاد ولی حسابی اعصابم خورد شد البته خدارو شکر شرکت پرده مجدد رو نصف قیمت حساب کرد
تو ماشین بودم با مامانم کشک خرید سپرد به من گفت بزارپایین صندلی با پاهات مواظب باش نریزه حواسم نبود کشک ریخت بعد سوییچ لیز خورد رفت تو کشک نتیجه :کشک ریخته و سوییچ کشکی و مامانم عصبانی 😭😭
سلام فرشارو با ی بدبختی با بچه کوچک مریض شستم خوشحال پهن کردم رفتم ب پسرم شربت بدم درشو باز کردم اول بعد تکون دادم همه ریخت رو فرش 😭
همین دیروز اومدم به یاد قدیم ی شوت زدم توپ خورد کل سرویس تزئینی مادرم شکست 😅😂😅
غذاروسوزوندم
ما‌۳تا خواهریم یکیمون فقط ازدواج کرده تولد‌ بچه ی خواهرم بودقرار‌بود مامانم شام درست کنه مشکل براش پیش اومد رفت بیرون به اون خواهرم ‌که‌ ازدواج نکرده گفت شام درست کنه بعد من به شوخی گفتم که مامان بابا گفتن که لازم نیست غذا درست کنی خودشون از بیرون کباب میخرن بعدش رفتم بیرون یادم رفت بش بگم شوخی کردم اومدم خونه دیدم غذا درس نکرده تازه فهمیدم چه گندی زدم مامانم اومد دعوام کرد بعدشم مجبور شدن از بیرون غذا بگیرن😂🙃
مدرسمون دوطبقه ست بعد ماطبقه بالاییم من قمقمه ی آبم واز پنجره خالی کردم شانسم مدیر مدرسه اومده بود پایین مستقیم ریخت روسرش هیچی اومد بالا گفت کیه همه باهم گفتن من دمشون گرم از هممون نیم نمره کم کرد😅😶