eitaa logo
📖خاطرات سمی ناشناس🙇
1.5هزار دنبال‌کننده
36 عکس
3 ویدیو
0 فایل
مجیک😃 هستم اینجا هر شب یه سؤال می‌پرسیم و سوال سنجاق میشه ✍️ شما جواب می‌دی → ما ناشناس منتشر می‌کنیم. جوابتو بفرست به لینک ناشناس👇 https://eitaayar.ir/anonymous/Pc6B.vM8dX اینم ایدیم😁👇 @Magic_1
مشاهده در ایتا
دانلود
خواستگاری واقعی خیلی بهتره تو خواستگاری فانتزی مردم توقع دارن که زندگیشون بدون چالش باشه . اما به نظر من زندگی ای که چالش نداشته باشه موندنی و عمیق نیست ، زندگی با چالش قشنگه و زن و شوهر نباید کامل شکل هم باشن. باید هم دیگه رو کامل کنن. نظر خودت چیه مجیک؟ ++موافقم من عاشق چالشم😁
فکر کن طرف بهت بگه یکی از اطرافیانش بیماره و حالش بد شده باید بره بیمارستان بعد تو با یه سرو وضع شخمی بری پایین و ببینی به به برادر چه ‌کارهایی که نکرده بعد با یه دسته گل رز سفید و یه حلقه ی مینیمال ازت خاستگاری کنه و تو هم دوستش داشته باشی
با یه حلقه زانو بزنه جلوم😂 اگه طلا یا نقره هم نباشه موردی نیست😂😂 همین خیلی انتظار زیادیم ندارم😁 ++فقط زانو بزنه😂
مثل فیلم های کره ای تو کشتی فانتزی ترینه 🎀🤓
من دوست دارم برای خواستگاریم خانواده داماد با خودشون خواننده بیارن و از سر کوچه تا خونمون بزنن و یه باند بزرگ باشه و با کلی طلا و اینجور چیزا و از این سر کوچه تا اونور کوچه فشفشه آبشاری بزارن و تفنگ و ترقه باشه که همه بفهمن اومده خواستگار منننننن
توشب‌ خواستگاریمون‌ بیایم کانال شمارو چک کنیم به سوالتون جواب بدیم جواب هر کدوممونو نذاشتی برای اون یکی یه چیزی بخره🤣🤣 ++جالب بود😁
مجیک‌ میدونم جوابم ربطی به باکس امروز نداره ولی به نظرم بذار بچه‌های‌کانال سوال فردا یا پسفردا رو خودشون درست کنن ++تا الانم بچه ها بیشتر پیشنهاد دادن
ازین دسته گل هاییکه به جای گل پول رو میجسبونن سر سیخ چوبی. 😁😁😁
الهی بگردم اونی که گفته سه ماه دیگه عقدشه چه خواستگاری خفنی داشته خدا نصیب بکنه واقعا باریکلا به شوهرت
بنظرم ی گل سفید با ی گل مشکی بگیره بگه اگ دوسم داری و باهام ازدواج میکنی سفید و بردار اگ دوسم نداری و نمیخای ازدواج کنی باهام مشکی و طرف مقابل میتونه یکم کخ بریزه اگر دوسش داره اول مشکی و برداره پر پرش کنه بعد سفید و برداره بنظرم میتونه خیلی قشنگ باشه
مطمئن باشی عاشقه هرجا به هرصورتی که خواستگاری کنه فانتزیه ❤️❤️😍
شما چه توقع‌هایی دارین من با همسرم قهر بودم ولی بهم قول داده بود میبیرم شهربازی وقتی‌بردم‌شهربازی رفتیم اتاق فرار‌یه‌پسره با‌اره‌برقی‌افتاده‌ بود‌ دنبالم بعد من از شوهرم کمک‌میخواستم‌میگفت‌ یا آشتی میکنی یامن کاریت‌ ندارم ‌هیچی‌ دیگه پسر خودش ول کرد خواستم‌ به قهرم‌ ادامه بدم که تو‌ راه برگشت برام گل خرید پشیمون شدم