تحمل کسایی ک لیاقت محبت و فداکاریایی ک براشون میکنم ندارن... ولی مجبورم و نمیدونم تا کی میتونم 🥲
سلام
عاشق یک پسری بودم که رفته بود پیش طالع که گفتهبود یکی دوست داره بعد بهم پیام داد گفت که میدونی که دوستم داره گفتم آره اسم ی دختری رو گفتم جرعت نکردم بگم دوسش دارم لطفا کمکم کنید که بگم دوسش دارم یانه
سلام .چون ازم کوچیکتر بود گفتم دوست ندارم برو دنبال زندگیت ولی برعکس اونقد دوسش دارم هرکی رو میبینم حتی لباسش هم شبیه لباس اونه حالم بد میشه .این سخترین کار بود ک تا الان انجام دادم💔💔
اینه که نتونستم فایل picture گوشیم رو برگردونم آخه دستم خورد کل عکسام پاک شد😭هنوزم عکسامو نتونستم برگردونم مجیک خواهشا بزارش تا اگه دوستان راهکاری رو دارن بگن واسه گوشی شیائومی
باور کردن چیزهایی که خوشایند نبود
و دیدن کسی که دوسش داری ولی بهت محل نمیده
اوممم خب... سخت ترین کار این بود که تا به حال هیچکدوم از حرفام رو زمانی که ناراحت بودم از کسی به مادرم نگفتم چون مادرم ناراحتی قلبی داره و میترسیدم وقتی بهش بگم استرس منم به استرس کارش اضافه بشه ولی هر وقت مامانم قلبش در میگرفت بابام میگفت تقصیر توعه اگر تو نبودی مادرت ناراحتی قلبی تداشت اگر فلان کارو نمیکردی اینجوری نمیشد.. پوفففف بیخیال خودت چی مجیک؟؟
اینکه مادر بزرگم رو داشتن شوک میدادن و من نمیتونستم هیچ کاری براش انحام بدم. درواقع هیچ کاری انحام ندادن داشت کلافم میکرد و این سخت ترین کاری بود که بر عهده من گذاشته بودن