بهم تجاوز شده بود و من به خانوادم گفتم یه پسره شماره میخواست و من ندادم
یه هفته هم فقط تو خودم میلرزیدم و خانوادم مسخرم میکردن که برا یه شماره و یه پسر مزاحم نزدیکه که بمیری جمع کن خودتو
سلام اینکه خیلی حسودم مخصوصا نسبت به شوهرم که به کسی توجه کنه یا کسی خیلی خوشگل باشه وکسی ازش تعریف کنه بدم میاد بشدت
بابام سه تا زن داره، یکیش طلاق گرفته بود همون اول ولی الان دوتا زن داره🙁هیچ جا روم نمیشه بگم ۶ تا داداش و یه آبجی دارم...
بابام هیچی کم نمیذاره ولی خب خجالت میکشم...
کاش میتونستم جوری باشم که با رفتارام دیگرانو ناراحت نکنم
ولی چیکار کنم که نمیشه و همیشه باید سرکوفت بخورم که بداخلاقم و هیچکس منو درک نمیکنه بجز روانپزشکی که هیچکس حرفاشو گوش نمیده:)
هعی...
اینکه من واقعا دوست ندارم باهاشون حرف بزنم، دوست ندارم نگاهم کنن اصلا کلا دوست ندارم باشن ولی هیچوقت روم نمیشه بهشون بگم.
دلم میخواد به کل دنیا بگم اما نمیشه🖤
الان که شما منو نمیشناسید با خیال راحت میتونم حرفمو بزنم🙃
عاشقم؛ خیلی زیاد، طوری که کل فکرم شب و روز درگیرشه و تاحالا همچین حسی نداشتم
نمیتونم بهش بگم و این داره تو روحیه م تاثیر بد میذاره🙂
اون از هیچی خبر نداره و حتی فکرشم نمیکنه😀💔
دلم گرفته از دنیا
خستم...
اما دلم روشنه چون خدا رو دارم💝
سلام من اینجا مینویسم
دلم میخواد همه مردم در صلح و آرامش زندگی کنن فقر و گرونی از بین بره همه جوان ها ازدواج کنن خوشبخت بشن همه سالم باشن و جیب همه پر پول باشه ❤️❤️
سلام 🖐🏻❤️
فقط بگم تو این نقطه قرار دارم:
غم انگیز ترین بلایی ك میتونه سر دو نفر ك یه مدت خیلی باهم صمیمی بودن بیاد اینه ك سر یه موضوع ك نتونستن باهم حرف بزنن از هم جدا شن و بعد بخوان برگردن و همه چیو درست کنن. انگار دو نفرشون خیلی میخوان ك همه چیز درست بشه، ولی این وسط خیلی چیزا تغییر کرده ، شایدم جفتشون توی زمانی ك دور از هم گذروندن خیلی تغییر کردن، و اون لحظه ك میفهمن هیچ چیز نمیتونه مثل قبل بشه. خود جهنمه . .
(با رفیق فابم)