سلام
جدیدا داخل کلاس رفتم پای تخته داشتم ارائه میدادم کلمه شکسپیر رو جوری تلفظ کردم که از کلاس اخراج شدم😂
ما امروز صبح رفته بودیم جشنواره سرود و هنر های نمایشی.
بعد ویدیویی از یکی از مسئولین وزارت پخش شد و چون منم از اون آقا بدم میومد بلند به دوستم گفتم. اه اه این 😂😐
و همون لحظه یکی از مسئولای جشنواره داشت منو نگاه میکرد.🤦♀
یبار ی دکتره اومده بود خونمون معاینه کنه بعد اومدم بگم زنده باشید گفتم زنده ای؟؟ یعنی خونه رفت رو هوا 😂😂😂
یه شب قرار بود برام خواستگار بیاد ☺️
خواستگار رو میشناختم 😕
مامانم گفت بمون تو آشپزخونه صدات زدم چایی بیار رفتم چایی ریختم رفتم طرف سالن یه دفعه هول شدم به جایی سلام گفتم بسم الله🤦♀
مامانم ک از خجالت سرش رو بلند نمیکرد
همون جا وایساده بودم ک خواهر شوهرم گفت بیا چایی ها رو بده دیگه هول شدم گفتم همین جا خوبه 🤦♀
فکر کردم گفت بیا بشین 🙂😑😂
#
سوتی ای بدتر از باز کردن در دستشویی وقتی کسی توشه و اون میفهمه تو بودی ؟
یه با پسر همسایمون که به هم کل انداخته بودیم اومد دم در خونمون نذری بده من رفتم بر دارم اول یه شکلات برداشتم بعد می خواستم سینی رو ازش بگیرم که تازه ظرف یبار مصرفش رو دیدم خولاصه خیلی ضایع شدم هنوزم فکر می کنم خجالت می کنم
همین امروز صبح با دوستم داشتم در مورد دوتا ازهمکلاسی هامون غیبت میکردیم
ک اره این دوتا عین همن چیو فلان یکیشون از راه رسید و حرفامون رو شنید🙊
دم در بودم پشتم ب ی مردی بود یهو شنیدم گفت سلام دخترم خوبی؟
برگشتم گفتم سلام ممنون
دیدم با تلفن حرف میزنه😂
آب شدم اون لحظه
یبارم جلو چشم پسرا دم در افتادم دوستام تا چند روز مسخرم میکردن😑😂😂😂
یه بارم رفتم باشگاه بدنسازی
طرف گفت بیایی ماه اول بدنت درد میگیره
منم گفتم پس قربون معرفتت!رفتم از ماه دوم بیام😟😖🤣🤣😭😂