همین امروز صبح با دوستم داشتم در مورد دوتا ازهمکلاسی هامون غیبت میکردیم
ک اره این دوتا عین همن چیو فلان یکیشون از راه رسید و حرفامون رو شنید🙊
دم در بودم پشتم ب ی مردی بود یهو شنیدم گفت سلام دخترم خوبی؟
برگشتم گفتم سلام ممنون
دیدم با تلفن حرف میزنه😂
آب شدم اون لحظه
یبارم جلو چشم پسرا دم در افتادم دوستام تا چند روز مسخرم میکردن😑😂😂😂
یه بارم رفتم باشگاه بدنسازی
طرف گفت بیایی ماه اول بدنت درد میگیره
منم گفتم پس قربون معرفتت!رفتم از ماه دوم بیام😟😖🤣🤣😭😂
سلام یه بار اومدم بگم آقا همینجا پیاده میشم
گفتم آیا همینجا پیاده شو 😅😂
سلام
داشتم کنفرانس میدادم خیلی هم استرس داشتم میخواستم بگم آثار اعتقاد به معاد ، گفتم آثار اعتقاد به مواد و یهو همه ساکت شدن و سپس انفجار فجیعی در کلاس رخ داد و شرف بنده به کف پام نائل شد😂
شوهر من تو چت فقط ویس میده حالا هرکسی میخواد باشه
اون اوایل تو ویس یه حرفایی زده بود بعد من انقدر اینو برا همه فرستاده بودم تا آهنگام ذخیره شده بود
روز سیزده به در خونه مادرشوهرم با گوشی من آهنگ گذاشته بودن بعدشم فک کنین تو اسپیکر
یهو رفت آهنگ بعدی صدای شوهر من پخش میشد بعد همه سکوت با دقت گوش میدادن حالا من بدبختم وسط سالاد درست کردن
اون طفلیم تو دستشویی بود سریع پرید بیرون قطش کرد هنوز که هنوزه داداشش بهش میگه زن ذلیل بدبخت😂
امروز رفتم داروخونه شیرخشک برا دخترم بگیرم سرم پایین بود گفتم سلام خانوم وقت بخیر
دیدم یه اقا جلومه
گفتم شیرخشک داری گفت نه 😁😁😁😁
🔻سوال61
راه کار شما برای فرار کردن از خونه تکونی؟ 😂
جوابتو بفرست به لینک ناشناس👇
https://eitaayar.ir/anonymous/Pc6B.vM8dX
تنها راه فقد خونه تکونیه
تنبل خان پاشو برو کمک کن
یعنی چی فرار میکنید😑😂