eitaa logo
📖خاطرات سمی ناشناس🙇
1.5هزار دنبال‌کننده
36 عکس
3 ویدیو
0 فایل
مجیک😃 هستم اینجا هر شب یه سؤال می‌پرسیم و سوال سنجاق میشه ✍️ شما جواب می‌دی → ما ناشناس منتشر می‌کنیم. جوابتو بفرست به لینک ناشناس👇 https://eitaayar.ir/anonymous/Pc6B.vM8dX اینم ایدیم😁👇 @Magic_1
مشاهده در ایتا
دانلود
من دیشب که داخل چادر مسافرتی خوابیدیم متکا مو دادم پسر عمم خودم هیچی نذاشتم زیرسرم😁
یه روز داخل خیابون داشتم راه میرفتم که دیدم ی پیرزن داره تلاش میکنه ی گل بزرگ که برای مراسم ها استفاده میکنن رو از ماشین بیاره بیرون.ماشینش خراب شده بود و می خواست برسه به مراسم.از من کمک خواست گفت شوهرم فوت کرده من باید برسم به مراسم این گل هم سنگینه نمیتونم بیارم کمکم میکنی؟منم فک کنم یه ربع یا بیست دقیقه تو راه بودم تا برسیم به اونجا و من گل رو گذاشتم و تشکر کرد و رفتم. به نظر من این کار من زیبا ترین کارم برای یک نفر بود
رفیقم بعد فوت داداشش دو روز بعد رفتم خونشون صداش کردم ولی جواب نداد رفتم اتاقش دیدم از آهن کمک دیواریشون طناب انداخته می خواست خودکشی کنه موقعی که خودش پرید رفت گرفتم بغلم داد زدم تا اومدن طناب رو باز کردن
به رفیقام تقلب کردن حرفه تی رو یاد دادم😂😂
برا داداشم زن پیدا کردم حالا اون زن کی بود رفیق فابریک خودم یعنی من و دوستم هر شب خونه همیم دوستمم به خاطر اینکه باهم فامیل باشیم و همش پیش هم‌باشیم بله گف
سلام. شب یلدا برای دوتا بچه کار ، کیک گرفتیم. چقدر دوووق کردن🥹 چشمشون به همه آدما بود که داشتن کیک و شیرینی می‌خریدند...
به داداشم که سرطان داشت مغز استخوان دادم❤️❤️
دو سال پیش که کلاس پنجم بودم دوستم داشت میدونید بعد محکم خورد او در همه دورش بودن ولی کسی کمکش نکرد خودن بلندش کردم زخماشو چسب و پماد زدم من همیشه مامان دوستام بودم همیشه کمکشون میکردم مشکلشونو حل کنن
میخواستیم با نامزدم واسه عروسی خونه اجاره کنیم یه خونه بزرگ میخواستیم رهن کنیم ولی دوست شوهرم پول لازم داشت نصف پولمون رو دادیم بهش و رفتیم یه خونه 20 متری🙃ولی واسم مهم نیست چون الان خونمون 120 متریه و تونستیم بهش کمک کنیم😇
به نظر خودم قشنگترین کارم این بود که زنجیر طلامو فروختم برای درست کردن موتور دوست فرزندم،اون پسر خوبی بود و مادر پدر نداشت و اینکار من اونو خیلی خوشحال کرد
یه بار رفتم‌سوپری خرید یه پیرزنه ۱۰۰ هزار تومن پول کم داشت معلومم بود که خیلی وضعش خوب نیس برا همین براش حساب کردم
رفیقم دعوا کرد شدید منم رفتم کمکش هیچی دیگه با هم رفتیم کلانتری نگو اونایی که زدیم یکیشون پسر رئیس کلانتری بود 😑😑