eitaa logo
📖خاطرات سمی ناشناس🙇
1.5هزار دنبال‌کننده
36 عکس
3 ویدیو
0 فایل
مجیک😃 هستم اینجا هر شب یه سؤال می‌پرسیم و سوال سنجاق میشه ✍️ شما جواب می‌دی → ما ناشناس منتشر می‌کنیم. جوابتو بفرست به لینک ناشناس👇 https://eitaayar.ir/anonymous/Pc6B.vM8dX اینم ایدیم😁👇 @Magic_1
مشاهده در ایتا
دانلود
ی بار بابام رفته بود برام پماد بگیره بعد زنگ زد گفت بدون تجویز دکتر نمیدن منم خیلی جدی گفتم نههه بابااا بدون تجاوز دکترم میدنننن😂😂
وای وای مجیک بابا بزرگم از دنیا رفته بودند😔 و مراسم ختمشون بود. منم اونجا بودم بعد نوه ی عمه ام اومد و من دیدم که یه ساعت هوشمند خریده. و منم خیلی ساعت هوشمند دوست داشتم و فقط داشتم به ساعتش نگاه میکردم. اون اومد به من دست داد و گفت تسلیت میگم منم حواسم نبود گفتم مبارک باشه🫣🫢🤣 وای خیلی بد شد من منظورم ساعتش بود🤣🤣
چوچانگ چون از بچگی کره ای می‌خوندم مخاطبینمو کره ای سیو کردم ی روز گوشی مامانم خراب بود و گوشی منو قرض گرفت، بیچاره حیرون شده بود که چطور از گوشیم استفاده کنه خلاصه به هر کدوم از اعضای فامیل میداد تا بهش کمک کنن بتونه زنگ بزنه همه هنگ کرده بودن بخاطر همین بهم میگن چوچانگ
یه بار داشتم با یکی از دوستام تعارف تیکه پاره میکردم که به جای خاک پاتم گفتم خاک پاکم😐😅
پدربزرگم فوت شده بود نرفته بودم مدرسه بعد معلممون فردا بهم گف چرا نیومده بودی میخواستم بگم پدربزرگم فوت کرده بود گفتم پدربزرگم افت کرده بود💔😂
به دوستم گفتم ارواح عمت. فرداش عمش مرد.
مجیک دقت کردی همه تو ختم سوتی دادن😂 +راس میگه ها 😁
داشتم تو خیابون آدرس می‌پرسیدم اسم خیابان شارق سابق بود، رفتم جلو خیلی جدی به آقاهه گفتم ، اقا، خیابون سارق شابق کجاست🤣🤣🤣 آقاهه بزور خودشو نگه داشته بود چون صورت جدی داشتم ولی بعدش که رفت پخش زمین شدم
وای یه بار اینقدر با گوشی صحبت کرده بودم اومدم ویس بفرستم تازه همه هم اونجا بودن و داشتن میشنیدن یهو ویس گرفتم گفتم الو سلام خوبی وای اینقدر بهم خندیدن یعنی قشنگ ضایع شدم
خونه عموم وقتی بچه بودم گفتم میخوام ورزش کنم یه زانومو گذاشتم زمین میچرخیدم بعد از چند چرخش............هیچی دیگ بادی آمد و رفت 🤦‍♀️😂بعد نمیدونستم چیکا کنم ادامه میدادم به روی خودم نمی اوردم
داشتم اب میخوردم با اینایی که اینا گفتن خندیدم آب هم پرید گلوم هم ریخت روم😂😂😐😐😐😐
یه بار سوار تاکسی بودم، گفتم همین پیاده‌ ها بغلم کنید اقا🗿🗿