eitaa logo
📖خاطرات سمی ناشناس🙇
1.5هزار دنبال‌کننده
36 عکس
3 ویدیو
0 فایل
مجیک😃 هستم اینجا هر شب یه سؤال می‌پرسیم و سوال سنجاق میشه ✍️ شما جواب می‌دی → ما ناشناس منتشر می‌کنیم. جوابتو بفرست به لینک ناشناس👇 https://eitaayar.ir/anonymous/Pc6B.vM8dX اینم ایدیم😁👇 @Magic_1
مشاهده در ایتا
دانلود
فکر میکردم تو مدرسه که میگن زنگ استراحت یعنی بچها میرن میخوابن بعدش باز بیدار میشن میرن سرکلاس 🗿😂
شبه و میخوام بخوابم ،رو تخت خوابم دراز کشیدم و تو خیالم جن داره میاد سراغم ، پتو رو میکشم رو سرم و دیگه هیچ کاری نمیتونه بکنه
10 تومن رو ازم میگرفتن بجاش بهم دو تا هزاری میدادن بعد بهم میگفتن پولت زیاد شد منم خوشحال میشدم
مدام می‌نشستم با اسباب بازی صحبت میکردم و تهدیدش میکردم که اگه حرف نزنه دست و پاش رو میشکونم
تو خونمون دوربینه و معلم مهد کودکم داره منو میبینه😔🥴🥴😂😂
فک می‌کردم خارج یه کشوره🤓
من وفتی بچه بودم فکر میکردم مامانم منو به دنیا آورده بابامم داشمو
فک میکردم فرشته دندون واقعیه خودم دندونامو میکندم میزاشتم زیر بالشم 😁😅 ولی متاسفانه فرشته دندون ک مامانم بود فهمید دیگ زیر بالشم پول نزاشت تا دندونامو نکنم😂
موقع بارون فکر میکردم ابرا دستشویی میکنن🤣
فک میکردم اگ تو دستشویی اسم خدا یا هر پیامبری رو ببرم میرم تو جهنم😂😂
این بود که فکرمیکردم تلویزیون رو بازش کنم توش پر آدمه، ولی بعدهاا فهمیدم نه پر از سیم توش😅😅😕 +امتحان کردی؟؟
خنده دارترینش این بودکه تاسن ۱۰،۱۱سالگی فکرمیکردم بازیگراتوفیلمهاواقعا زن وشوهرن بعدطلاق میگیرن دوباره بایه بازیگردیگه ازدواج میکنن خییییلی تباه بودم😟