eitaa logo
📖خاطرات سمی ناشناس🙇
1.5هزار دنبال‌کننده
36 عکس
3 ویدیو
0 فایل
مجیک😃 هستم اینجا هر شب یه سؤال می‌پرسیم و سوال سنجاق میشه ✍️ شما جواب می‌دی → ما ناشناس منتشر می‌کنیم. جوابتو بفرست به لینک ناشناس👇 https://eitaayar.ir/anonymous/Pc6B.vM8dX اینم ایدیم😁👇 @Magic_1
مشاهده در ایتا
دانلود
داشتم کارتون میدیدم مامانم زد یه کانال دیگه، پشتمو بهش کردم گفتم باهات قهرم اصن اونم نامردی نکرد با سیخ جیگر صبحانه‌مون زد تو سرم😒 هنوز بعد 12 سال جاش میسوزه... 😂
سلام ،مسخره ترین چیزی که بخاطرش کتک خوردم این بود که خواهرم داشت کرم میریخت خورد زمین اومدن منو زدن که چرا حواست بهش نبود 😐
والا تنبیه که نشدم ولی با دوستام یه بازی کردم که من باختم هرکسی می باخت مجازات یا همون تنبیه می شد تنبیهم این بود نفری دوتا سیلی محکم زدن
چرا من هیچی یادم نمیاد ، آیا آلزایمر گرفتم 🤣😑
بچه بودم بعد خالم اینا اومدن خونمون مامانم اعصاب نداشت منم کلی اسرار کردم شام بمونن و اینا ... اونا رفتن بعد مامانم منو کرد تو دستشویی غذا ام اونجا اورد گفت باید تا اخرش بخوری وگرنه بدتر میشه منم مجبور شدم خوردم و تا الان از اون غذا متنفرم شب همونجا خابیدم صب اومدم بیرون 😂
تو جمع خواندگی که شما ها بهش میگی صمیمی ها من لبخند زدم و خب اره...... من حتی حق ندارم که احساستمو به خرج بدم چون دخترم🙂
مسخره ترین تنبیه سر کارنامه یا نمره بوده که برای حداکثر دانش آموزا اتفاق میوفته
مجیک این مسخره نیست ولی بزار بگم یه بار رفتم حموم یه سطل گذاشتم رو سوراخی که ازش آب میره بعد نیم ساعت تو حموم موندم حموم مثل استخر شد بعد اومدم بیرون دیدم تمام خونه رو آب برداشته میز خونمون رو آب معلقه تمام فرش هامون رو آب بودن خلاصه از همه چی تا یه ماه محروم شدم😅😅 اون موقع ۱۰ سالم بود الان هم با ۲۳ سال سن هنوز میرم حموم میترسم خونه رو آب برداره😅😅
سلام همین دیروز مامانم‌بخاطر اینکه از حقش دفاع کردم و توی رودربایستی مونده بود دعوام کرد
چی بگم تنبیه به خاطر چیزهای مسخره همیشه یادآور خاطرات خنده داره مثلا دیدم که بعضی ها به خاطر شیطنت های کودکانه یا یک شوخی ناشیانه تنبیه می‌شدند. متوجه ام تنبیه بدنی واقعا موضوع جدی و دردناکیه و امیدوارم هیچ کسی به خاطر این چیز این تجربه رو نداشته باشه اما تنبیه های غیر بدنی هم میتونن خیلی بامزه و عجیب باشن مثلا ممکنه فردی رو مجبور کنی که تمام روز آب بنوشه و یا تمام روز بخنده
سلام مجیک .من خودم یادم نیس ولی مامانم گف کوچیک بودم حدود ی سالو نیم .مامانم داشته نون درست میکرده من رفتم گفتم خمیر بده بازی کنم اذیتش کردم اونم ی چوب اتیشی از زیر تنور دراورده گذاشته رو پام ک سوخته و الانم ک ۳۱ سالمه جای اون چوبه ی دایره کوچیکه روپام😢😢😢😢 +پدرومادرا لطفا حواستون باشه تو اعصبانیت چجوری تنبیه میکنید بعضی چیزا خیلی سخت جبران میشن🤌
سلام مجیک بالاخره یادم اومد 🤣 یه روزی مهمون داشتیم مامانم بخاطر کار زیاد اعصابش خورد بود زد منو بخاطر این که میخواستم جلو همه شیک باشم رفتم عینک آفتابی زدم اومدم نشستم سر سفره شب هم بود بعد مامانم هی میگفت عینکتو دربیار من می گفتم به من یا عینکم دست بزنی جیغ میزنم 🤣🤣😑 ولی کوچیک بودم خیلی ضایع بود شب باشه عینک آفتابی بزنی ..