eitaa logo
📖خاطرات سمی ناشناس🙇
1.5هزار دنبال‌کننده
36 عکس
3 ویدیو
0 فایل
مجیک😃 هستم اینجا هر شب یه سؤال می‌پرسیم و سوال سنجاق میشه ✍️ شما جواب می‌دی → ما ناشناس منتشر می‌کنیم. جوابتو بفرست به لینک ناشناس👇 https://eitaayar.ir/anonymous/Pc6B.vM8dX اینم ایدیم😁👇 @Magic_1
مشاهده در ایتا
دانلود
مسخره ترین تنبیه سر کارنامه یا نمره بوده که برای حداکثر دانش آموزا اتفاق میوفته
مجیک این مسخره نیست ولی بزار بگم یه بار رفتم حموم یه سطل گذاشتم رو سوراخی که ازش آب میره بعد نیم ساعت تو حموم موندم حموم مثل استخر شد بعد اومدم بیرون دیدم تمام خونه رو آب برداشته میز خونمون رو آب معلقه تمام فرش هامون رو آب بودن خلاصه از همه چی تا یه ماه محروم شدم😅😅 اون موقع ۱۰ سالم بود الان هم با ۲۳ سال سن هنوز میرم حموم میترسم خونه رو آب برداره😅😅
سلام همین دیروز مامانم‌بخاطر اینکه از حقش دفاع کردم و توی رودربایستی مونده بود دعوام کرد
چی بگم تنبیه به خاطر چیزهای مسخره همیشه یادآور خاطرات خنده داره مثلا دیدم که بعضی ها به خاطر شیطنت های کودکانه یا یک شوخی ناشیانه تنبیه می‌شدند. متوجه ام تنبیه بدنی واقعا موضوع جدی و دردناکیه و امیدوارم هیچ کسی به خاطر این چیز این تجربه رو نداشته باشه اما تنبیه های غیر بدنی هم میتونن خیلی بامزه و عجیب باشن مثلا ممکنه فردی رو مجبور کنی که تمام روز آب بنوشه و یا تمام روز بخنده
سلام مجیک .من خودم یادم نیس ولی مامانم گف کوچیک بودم حدود ی سالو نیم .مامانم داشته نون درست میکرده من رفتم گفتم خمیر بده بازی کنم اذیتش کردم اونم ی چوب اتیشی از زیر تنور دراورده گذاشته رو پام ک سوخته و الانم ک ۳۱ سالمه جای اون چوبه ی دایره کوچیکه روپام😢😢😢😢 +پدرومادرا لطفا حواستون باشه تو اعصبانیت چجوری تنبیه میکنید بعضی چیزا خیلی سخت جبران میشن🤌
سلام مجیک بالاخره یادم اومد 🤣 یه روزی مهمون داشتیم مامانم بخاطر کار زیاد اعصابش خورد بود زد منو بخاطر این که میخواستم جلو همه شیک باشم رفتم عینک آفتابی زدم اومدم نشستم سر سفره شب هم بود بعد مامانم هی میگفت عینکتو دربیار من می گفتم به من یا عینکم دست بزنی جیغ میزنم 🤣🤣😑 ولی کوچیک بودم خیلی ضایع بود شب باشه عینک آفتابی بزنی ..
مجیک باز داری اشک ملتو درمیاری😬 ++من دارم سعی میکنم خنده دار تراشو بزارم
سلام من پدر و مادرم دندان پزشک هستن یه بار منشی مامانم نیومده بود من رفتم بعد هرکی زنگ میزد گوشی رو برمیداشتم ولی جواب نمیدادم بعد هم قطع میکردم زنه اومده بود داد و فطرات که چرا اینکارا رو میکنید مامانم قرار بود دندونمو اورتودنسی کنه ولی بخاطر این کارم تنبیه شدم
به ابجیم گفتم پاشو برو از سر کوچه تخمه بگیر، بابامم قبلش به من گفته بود و سر اینکه چرا به بزرگ تر کار گفتم، کتکم زدن 😐😐بعدشم که تا ۲ روز گوشیمو گرفتن 😳😂
و همیشه هر دعوایی که تو خونمون رخ میده اخرش میرسه به دست من که چون گوشی دستم بوده مقصر هستم😂😂😔
سلام من ب خاطر اینکه رفتم بالای در حیات خونه دوسم تاب بخورم و افتادم دستم گرفت ب قفل در و هشت تا بخیه خورد از بابام تو گوشی خوردم💔😂😭
معلم کلاس اول ابتداییم عادت داشت با صندلی ور بره یه روز یهو با صندلی افتاد زمین. منم خندیدم جالبش این بود که هیچ کی نخندید و فقط من خندیدم معلممون هم اومد یه پس گردنی زد......شترق....