eitaa logo
📖خاطرات سمی ناشناس🙇
1.5هزار دنبال‌کننده
36 عکس
3 ویدیو
0 فایل
مجیک😃 هستم اینجا هر شب یه سؤال می‌پرسیم و سوال سنجاق میشه ✍️ شما جواب می‌دی → ما ناشناس منتشر می‌کنیم. جوابتو بفرست به لینک ناشناس👇 https://eitaayar.ir/anonymous/Pc6B.vM8dX اینم ایدیم😁👇 @Magic_1
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام مجیک بالاخره یادم اومد 🤣 یه روزی مهمون داشتیم مامانم بخاطر کار زیاد اعصابش خورد بود زد منو بخاطر این که میخواستم جلو همه شیک باشم رفتم عینک آفتابی زدم اومدم نشستم سر سفره شب هم بود بعد مامانم هی میگفت عینکتو دربیار من می گفتم به من یا عینکم دست بزنی جیغ میزنم 🤣🤣😑 ولی کوچیک بودم خیلی ضایع بود شب باشه عینک آفتابی بزنی ..
مجیک باز داری اشک ملتو درمیاری😬 ++من دارم سعی میکنم خنده دار تراشو بزارم
سلام من پدر و مادرم دندان پزشک هستن یه بار منشی مامانم نیومده بود من رفتم بعد هرکی زنگ میزد گوشی رو برمیداشتم ولی جواب نمیدادم بعد هم قطع میکردم زنه اومده بود داد و فطرات که چرا اینکارا رو میکنید مامانم قرار بود دندونمو اورتودنسی کنه ولی بخاطر این کارم تنبیه شدم
به ابجیم گفتم پاشو برو از سر کوچه تخمه بگیر، بابامم قبلش به من گفته بود و سر اینکه چرا به بزرگ تر کار گفتم، کتکم زدن 😐😐بعدشم که تا ۲ روز گوشیمو گرفتن 😳😂
و همیشه هر دعوایی که تو خونمون رخ میده اخرش میرسه به دست من که چون گوشی دستم بوده مقصر هستم😂😂😔
سلام من ب خاطر اینکه رفتم بالای در حیات خونه دوسم تاب بخورم و افتادم دستم گرفت ب قفل در و هشت تا بخیه خورد از بابام تو گوشی خوردم💔😂😭
معلم کلاس اول ابتداییم عادت داشت با صندلی ور بره یه روز یهو با صندلی افتاد زمین. منم خندیدم جالبش این بود که هیچ کی نخندید و فقط من خندیدم معلممون هم اومد یه پس گردنی زد......شترق....
مامانم حدود ۲ سال پیش ی جارو برقی خریده بود واقعا گرون بود به اون زمان بد دفعه اول که از جعبه در اورد درشو باز کردم بد بلندش کردم نصفش کنده شد یعنی در روش و مامانم اول منو ی فس زد 😂😂😐 ولی بنظرم حق بود زدنش چون کلی پولاشو جمع کرده بود تا اونو بخره 🤣🤣🤣
با دوستام رفتیم شهربازی تا ۲ شب وقتی ۱۳ سالم بود بعدش خانواده ها پیادمون کردن وسط پارک گذاشتن دنبالمون دعوامون کردن 😂😂جلو جمعیت ولی کلی خوش گذشت پول قولکم خرج شد 😂
اگر بخوام بگم من تاحالا تنبیه نشدم😌😂 به خدا راست میگممم مامان بابام تاحالا نه بهم فوش دادم نه کتکم زدن و نه چیز دیگه ای... ❤️😂 (کسی رو به فرزند خوندگی قبول نمیکنیم) 😂😂😂😂😂😂😂😂
مسخره ترین چیز این بود ک دستشویی داشتم توی ماشین بابام گفت چرا دستشویی داری بعد سرم داد زد و ی چکی خوردم 😐
عاشق ماه رمضون بودم ،از ده سالگی به بعداون یه ماه هم روزه می‌گرفتم هم نماز میخوندم بابا کتکم زد که چرا روزه میگیری وقتی بقیه سال نماز نمیخونی 💔 اونوقت ۱۱ سالم بود.