eitaa logo
📖خاطرات سمی ناشناس🙇
1.5هزار دنبال‌کننده
36 عکس
3 ویدیو
0 فایل
مجیک😃 هستم اینجا هر شب یه سؤال می‌پرسیم و سوال سنجاق میشه ✍️ شما جواب می‌دی → ما ناشناس منتشر می‌کنیم. جوابتو بفرست به لینک ناشناس👇 https://eitaayar.ir/anonymous/Pc6B.vM8dX اینم ایدیم😁👇 @Magic_1
مشاهده در ایتا
دانلود
به ابجیم گفتم پاشو برو از سر کوچه تخمه بگیر، بابامم قبلش به من گفته بود و سر اینکه چرا به بزرگ تر کار گفتم، کتکم زدن 😐😐بعدشم که تا ۲ روز گوشیمو گرفتن 😳😂
و همیشه هر دعوایی که تو خونمون رخ میده اخرش میرسه به دست من که چون گوشی دستم بوده مقصر هستم😂😂😔
سلام من ب خاطر اینکه رفتم بالای در حیات خونه دوسم تاب بخورم و افتادم دستم گرفت ب قفل در و هشت تا بخیه خورد از بابام تو گوشی خوردم💔😂😭
معلم کلاس اول ابتداییم عادت داشت با صندلی ور بره یه روز یهو با صندلی افتاد زمین. منم خندیدم جالبش این بود که هیچ کی نخندید و فقط من خندیدم معلممون هم اومد یه پس گردنی زد......شترق....
مامانم حدود ۲ سال پیش ی جارو برقی خریده بود واقعا گرون بود به اون زمان بد دفعه اول که از جعبه در اورد درشو باز کردم بد بلندش کردم نصفش کنده شد یعنی در روش و مامانم اول منو ی فس زد 😂😂😐 ولی بنظرم حق بود زدنش چون کلی پولاشو جمع کرده بود تا اونو بخره 🤣🤣🤣
با دوستام رفتیم شهربازی تا ۲ شب وقتی ۱۳ سالم بود بعدش خانواده ها پیادمون کردن وسط پارک گذاشتن دنبالمون دعوامون کردن 😂😂جلو جمعیت ولی کلی خوش گذشت پول قولکم خرج شد 😂
اگر بخوام بگم من تاحالا تنبیه نشدم😌😂 به خدا راست میگممم مامان بابام تاحالا نه بهم فوش دادم نه کتکم زدن و نه چیز دیگه ای... ❤️😂 (کسی رو به فرزند خوندگی قبول نمیکنیم) 😂😂😂😂😂😂😂😂
مسخره ترین چیز این بود ک دستشویی داشتم توی ماشین بابام گفت چرا دستشویی داری بعد سرم داد زد و ی چکی خوردم 😐
عاشق ماه رمضون بودم ،از ده سالگی به بعداون یه ماه هم روزه می‌گرفتم هم نماز میخوندم بابا کتکم زد که چرا روزه میگیری وقتی بقیه سال نماز نمیخونی 💔 اونوقت ۱۱ سالم بود.
شاید جالب باشه پدر من خیلی اعتقاد داره و همیشه نماز و دعا میخونه منم هر بار خرابکاری می‌کنم و اون میخواد منو دعوا کنه میگم تو هی نماز میخونی و دعا و اینا خب اینا میگن خوش اخلاق باش اونم بنده خدا هیچی نمیگه و میره😂😂😁
مسخره ترینش این بود خوراکی خریده بودم و به خواهرم نمی دادم.... تنبیهم این بو که بابام پول تو جیبیم رو جوری کم کرد که فقط میتونم کرایه تا کسی بدم و هر خوراکی که میخرید بهم نمیداد و میگفت تو پول داری و برا خودت میخری میدم به خواهرت 😫
از اتاق داشتم میودم بیرون دختر عموم خورد بهم بعد چنان جیغ میکشید که من از تعجب شاخ در اوردم بابام دوتامون رو تنبیه کرد دوتامون رو با شال مامانم از کمر بهم بست بعد گذاشت تو حیاط😂😂