یه بار حواسم نبود دختر خاله کوچیکم سرش تو گوشیم بود منم داشتم با رفیقم چت میکردم ( خودتون میدونید چت با رفیق صمیمی به هیچ وجه نباید دیده بشه آبروی آدم میره و آدم دلش میخواد ذوب بشه انقدر بحثا داغونه🫠 ) . بعد گفتش میرم به خاله ( مامانت ) میگم چی نوشته بودی ، ( کلاس دومه میتونه بخونه) . منم بهش گفتم اگه نگی واست پاستیل خرسی میگیرم ، دو سال گذشته و اون هنوزم یادشه و هر موقع منو میبینه میگه برام پاستیل خرسی نخریدی و من هنوز که هنوزه قصد ندارم براش بخرم و اذیتش میکنم 😁.
بابام دکتره بعد بهشون میگم اگه ساکت نشین به بابام میگم آمپول بیاره بزنه بهتون
مجیک خداییش تو چیکار میکنی در نرو جواب بده ؟؟🤣🤣
++من هیچ کاری نمیکنم بچه ها از سرو کولم میرن بالا خیلی وقتا چاردست و پا میشم سوارشون میکنم پشتم تو خونه میگردونمشون😁
وقتی میفهمم برامون مهمون میخواد بیاد اول به مامانم میگم که نگه برو تو اتاق بازی کن و هی به من نگو وسایلمو بده بعدم در اتاقو میبندم خودمم میرم پیش مهمونا وای به حال خواهر کوچیکم که بخواد بره تو اتاق و اذیت کنه
مجیک خودت تا حالا زدیشون ؟
++زدن نه والا نزدم تا حالا تهش ببینم خیلی دارن اذیت میکنن یواشی جیم میشم میرم🤌
بهش میگم تو کمد یه سگ سیاه بزرگ قایم کردم بچهایی که اذیت کننو میزارم اونجا بخورتش
سلام مجیک
با بچه ها میونم خوبه بازی میکنم یا مثلا میگم برین تو باغ دنبال مورچه بگردین
یامیگم کسی که اول چشم هاشو ببنده ساکت بشینه همچین کارایی میکنم یا باهاشون آزمایش های بامزه انجام میدم باهاشون شعر میخونم اعداد رو بهشون یاد میدم یا رنگ ها 😎
به اونی که زنگ میزنه ممد قلی بگو بعصی وقتا جواب نمیده ۳ یا ۴ سالش بشه دیگه نمیترسه