خفن ترین ابرو ریزیم این بود که رفتم پاساژ نو ساز بود روی در دستشویی ها نزده بود کدوم زنونه کدوم مردونه من رفتم تو مردونه یهو یه مشت مرد اومدن بیرون منم ترسیدم دوییدم بیرون
سلام .
با آجیم و داداشم و دوستاش رفته بودیم نمک آبرود..دوستای داداشام جلوته میرفتن ما عقب ..یهو چشمم ب دوست داداشم افتاد ی کوله پشتی بزرگ رو کولش بود بنده ی خدا..من خرررر گفتم چرا ابوالفضل و مث خرای امامزاده داوود بارش کردن؟؟طفلکی برگشت نگاه کرد..خییییلییی ب خودم فحش دادم.فک نمیکردم بشنوه😕😕
خواستم برا یکی پی بفرستم اشتباهی دستم خورد و واسه رییسم فرستادم اول پیام بعد ایموجی بوسه بعدش که فهمیدم پونزده تا پیام عذر خواهی فرستادم اونقدر که هول شده بودم یهو نوشت به خدا متوجه شدم 🥴🙄
یه بار فکر کردم میکروفون خاموشه، شروع کردم با صدای بلند آواز خوندن… کل کلاس شنیدن! 😂»
توی مهمونی رسمی خواستم یواش عطسه کنم، ولی تبدیل شد به یه صدای انفجاری که همه برگشتن نگام کردن! 😳»
یه بار توی جمع فامیلی خواستم با اعتماد به نفس سلام کنم، کفش لیز خورد و با صورت خوردم زمین! 😅»
توی صف بانک داشتم با دوستم چت میکردم و اشتباهی پیغامشو واسه مدیرم فرستادم… 😬»
یه بار توی عروسی فکر کردم آهنگ بعدی آهنگ شاده، وسط آهنگ غمگین شروع کردم رقصیدن… کل سالن خندیدن!
بچه ها تو کانال حکایات مجیک داستان های جالبی براتون گذاشتم برای زندگیتون خوبه برید بخونید حتما😃👇
https://eitaa.com/joinchat/3217686794Ccc0cdece43
یه بار رفتم قرار کاری رسمی و کل جلسه رو دکمه پیرهنم بسته نشده بود و آخرش دوستم گفت! 🤦♂️»
وسط ارائهی دانشگاه حواسم نبود، اسلاید اشتباه رو باز کردم و عکس مسخرهم رو همه دیدن…
توی مترو بلند شدم به پیرمرد جا بدم، فهمیدم صندلی خالی پشت سرشه… همونجا وایسادم با خجالت! 🙈»