ی بار با پسر عموم بیرون رفتم خرید
(شیر مادرمو خورده)
بعد داشتیم قدم میزدیم
گشنمون شد رفتیم ساندویچی
ی نفر عین پسر عموم بود اونم بازنش بود
من حواسم نبود دست اون مرده رو گرفتم گفتم بیا بریم ی جای دیگه شلوغه تا سرمو بلند کردم دیدم ی نفر دیگس حالا زنش باور نمیکرد اشتباه شده🙅♂
میگفت تو داری بهم خیانت میکنی🤦♀
پسر عموم هم میگفت از این به بعد مطمئن شو بعد دست کس رو بگیر😁
ی بار بابام رفته بود برام پماد بگیره بعد زنگ زد گفت بدون تجویز دکتر نمیدن منم خیلی جدی گفتم نههه بابااا بدون تجاوز دکترم میدنننن😂😂
وای وای مجیک
بابا بزرگم از دنیا رفته بودند😔 و مراسم ختمشون بود.
منم اونجا بودم بعد نوه ی عمه ام اومد و من دیدم که یه ساعت هوشمند خریده.
و منم خیلی ساعت هوشمند دوست داشتم و فقط داشتم به ساعتش نگاه میکردم.
اون اومد به من دست داد و گفت تسلیت میگم منم حواسم نبود گفتم مبارک باشه🫣🫢🤣
وای خیلی بد شد من منظورم ساعتش بود🤣🤣
چوچانگ
چون از بچگی کره ای میخوندم مخاطبینمو کره ای سیو کردم ی روز گوشی مامانم خراب بود و گوشی منو قرض گرفت، بیچاره حیرون شده بود که چطور از گوشیم استفاده کنه خلاصه به هر کدوم از اعضای فامیل میداد تا بهش کمک کنن بتونه زنگ بزنه همه هنگ کرده بودن
بخاطر همین بهم میگن چوچانگ
یه بار داشتم با یکی از دوستام تعارف تیکه پاره میکردم که به جای خاک پاتم گفتم خاک پاکم😐😅
پدربزرگم فوت شده بود نرفته بودم مدرسه
بعد معلممون فردا بهم گف چرا نیومده بودی
میخواستم بگم پدربزرگم فوت کرده بود گفتم پدربزرگم افت کرده بود💔😂
داشتم تو خیابون آدرس میپرسیدم اسم خیابان شارق سابق بود، رفتم جلو خیلی جدی به آقاهه گفتم ، اقا، خیابون سارق شابق کجاست🤣🤣🤣 آقاهه بزور خودشو نگه داشته بود چون صورت جدی داشتم ولی بعدش که رفت پخش زمین شدم
وای یه بار اینقدر با گوشی صحبت کرده بودم اومدم ویس بفرستم تازه همه هم اونجا بودن و
داشتن میشنیدن یهو ویس گرفتم گفتم الو سلام خوبی
وای اینقدر بهم خندیدن یعنی قشنگ ضایع شدم
خونه عموم وقتی بچه بودم گفتم میخوام ورزش کنم یه زانومو گذاشتم زمین میچرخیدم بعد از چند چرخش............هیچی دیگ بادی آمد و رفت 🤦♀️😂بعد نمیدونستم چیکا کنم ادامه میدادم به روی خودم نمی اوردم
داشتم اب میخوردم با اینایی که اینا گفتن خندیدم آب هم پرید گلوم هم ریخت روم😂😂😐😐😐😐