داستان دعاى نیمه شب زندانى (قسمت اول)
در روزگار حکومت عبدالله بن طاهر برخى از جاده ها که محل رفت و آمد مردم و کاروان ها بود ناامن شد. امیر عبدالله عده معینى را به پاسدارى از جاده ها گماشت. در یکى از جاده ها ده دزد را گرفتند و به جانب مرکز حکومت گسیل دادند، ولى یکى از آنان نیمه شب فرار کرد. فرمانده پاسداران به نظرش آمد که شاید عبدالله بن طاهر بگوید از او رشوه گرفتى و وى را فرارى دادى، پس خود باید به جاى او جریمه شود. حلاج بى گناهى را که براى گذران معیشت از شهرى به شهرى به مزدورى مى رفت، از وسط جاده گرفتند و او را دست بسته در جمع دزدان قرار دادند تا عدد نفرات تکمیل شود!
ده نفر را نزد عبدالله بن طاهر آوردند. فرمان داد همه را به زندان اندازید. شبى ماموران به زندان آمدند و دو نفر را براى اعدام به چهارسوق شهر بردند.
حلاج در این میان گفت فرزندانم گمان مى کنند در شهرى نزد استادى مشغول کارم، چه خبر دارند که ستمگرى مرا بدون گناه همراه دزدان جاده ها به زندان انداخته است. در آن لحظه شب دو رکعت نماز خواند، سپس سر به سجده گذاشت و مشغول دعا و راز و نیاز با حضرت بى نیاز شد.
عبدالله بن طاهر در آن وقت شب خواب دید چهار بار از تختش به زمین افتاد. سراسیمه از خواب پرید، وضو گرفت و دو رکعت نماز خواند و خوابید. خواب دید چهار مار سیاه پرقدرت حمله کردند و تختش را سرنگون ساختند.
بیدار شد و چراغ طلبید و گماشتگان قصر را خواست و گفت: مظلومى در این وقت شب به درگاه حق نالان است او را بیابید.
بهترین پست ها در حکایات مجیک👇👇👇
@Magic_Tales
هدایت شده از تبلیغات گسترده منتخب | آموزش تبلیغ
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
لو رفتن سودهای میلیاردی 🤯
از محصولات خاص و ترند وارداتی!!!
خیلی ها نمیخوان مردم بفهمن
که این بازار و محصولات انقدر سود
داره اما کانال زیر همه چیزو گفته😎
۱۰ پست آخرش چند نمونه از
این اجناس رو معرفی کرده 👇🏻
https://eitaa.com/joinchat/2217279826Cce41f12cdc
✌🏻۲ دقیقه بیا سودارو ببین 💵
اگر سرمایه زیر ۱۰۰ میلیون دارید و قصد خرید طلا🏅 یا نقره 🥈دارید
قبلش حتما یه نگاه به این کانال بندازید
چون یه چیزایی رو رایگان معرفی میکنه
که سودش ۱۰ برابر طلا و نقره هست
اینم آدرس کاناش👇🏻
https://eitaa.com/joinchat/2217279826Cce41f12cdc
داستان دعاى نیمه شب زندانى(قسمت دوم و پایانی)
پس از جستجوى زیاد وارد زندان شدند، حلاج را در حالتى عجیب و در حال تضرع و زاری به درگاه خدا دیدند. او را نزد امیر آوردند. پس از روشن شدن جریان فرمان داد ده هزار دینار نزد حلاج آوردند.
سپس به حلاج گفت: مرا به تو سه حاجت است: اول آنکه حلالم کن. دوم این هدیه را بپذیر. سوم هر زمان حاجتى داشتى نزد من آى تا حاجتت را روا کنم.
حلاج گفت: من دو حاجت از سه حاجتت را مى پذیرم و آن حلال کردن تو و قبول این هدیه است، ولى سومى را هرگز نمى پذیرم، زیرا کمال ناجوانمردى است آن درگاهى که به خاطر ناله و زارى من تخت تو را سرنگون کرد، رها کنم و به درگاه مخلوق ضعیف و هیچ کاره روم!
پروردگارا ! آرزویم این است که از گناهانم درگذرى و نسبت به آینده توفیق ترک گناهم دهى و زمینه بندگى و عبادت خالصانه را برایم فراهم آورى و اعضا و جوارحم را در راه خدمت به خود و خدمت به بندگانت بکار گیرى و قلبم را به سرمایه عشق و شیفتگى به خود بیارایى و بیمارى هاى فکرى و روحى مرا درمان کنى و در آخرت شفاعت اولیاء و همنشینى با آنان را نصیبم نمایى. این است آرزوى من اى محبوب من و همه امیدم؛ امیدم این است که مرا به آرزویم برسانى و از فضل و احسانت، امیدم را به ناامیدى تغییر ندهى.
روایت شده رسول خدا (صلى الله علیه و آله) به شخصى که در آستانه مرگ بود فرمود: خود را چگونه مى یابى؟
گفت: از گناهانم مى ترسم و به رحمت حق امیدوارم.
حضرت فرمود : این معنا در دل کسى جمع نمى شود مگر آن که خداى مهربان او را از آنچه مى ترسد ایمن گرداند و آنچه را امیدوار باشد به او عنایت نماید.
پروردگارا! آرزویم نسبت به تو آرزوى بى جایى نیست و امیدم به حضرتت، امید بى دلیلى نمى باشد. تو خود را در قرآن مجید، غفار و عفوّ و شکور و کریم و ارحم الرّاحمین و داراى فضل معرفى کرده اى؛ من گرچه نسبت به گناهانم خائف و ترسانم ولى با همه وجود به تو امیدوارم. اگر با توسل به دعاى کمیل به پیشگاهت آمده ام، کرم و لطف و رحمت و بزرگوارى تو سبب آمدن من شد. من یقین دارم که سائلى از این درگاه دست خالى برنمى گردد و امید کسى را در این پیشگاه ناامید نمى کنند و احدى را از این آستانه نمى رانند. پروردگارا! تو حرّ بن یزید را با آن گناه سنگین و کم نظیرش، و آسیه همسر فرعون را پس از ایمان آوردنش، و فضیل عیاض را بعد از توبه اش، و هزاران هزار گناهکار دیگر را که همه به تو و به کرم و لطفت چشم امید داشتند؛ پذیرفتى و بخشیدى و پاداش دادى؛ چگونه من به خود ناامیدى راه دهم در حالى که ناامیدى از رحمتت را در قرآن مجید مساوى با کفر دانسته اى!
بهترین پست ها در حکایات مجیک👇👇👇
@Magic_Tales
هدایت شده از تبلیغات گسترده منتخب | آموزش تبلیغ
گلچینی از بهترین خواننده های خراسانی آهنگ های محلی حتما گوش کنید عالیه😍
موزیکاش مهمونیا و خیابونارو ترکونده👇
https://eitaa.com/joinchat/1870988776C15aab08a9d
تکنوازی ناب عروسی😍
آهنگ های زیبای محلی👇🎶
https://eitaa.com/joinchat/1870988776C15aab08a9d
آهنگ مخصوص زنگ 🕺🎧
دوستان و میخ کوبیدن بر دیوار در زمان عصبانیت
یکی بود یکی نبود، یک بچه کوچک بد اخلاقی بود. پدرش به او یک کیسه پر از میخ و یک چکش داد و گفت هر وقت عصبانی شدی، یک میخ به دیوار روبرو بکوب. روز اول پسرک مجبور شد 37 میخ به دیوار روبرو بکوبد.
در روز ها و هفته ها ی بعد که پسرک توانست خلق و خوی خود را کنترل کند و کم تر عصبانی شود، تعداد میخ هایی که به دیوار کوفته بود رفته رفته کمتر شد. پسرک متوجه شد که آسان تر آن است که عصبانی شدن خودش را کنترل کند تا آن که میخ ها را در دیوار سخت بکوبد.
بالاخره به این ترتیب روزی رسید که پسرک دیگر عادت عصبانی شدن را ترک کرده بود و موضوع را به پدرش یادآوری کرد. پدر به او پیشنهاد کرد که حالا به ازای هر روزی که عصبانی نشود، یکی از میخ هایی را که در طول مدت گذشته به دیوار کوبیده بوده است را از دیوار بیرون بکشد.
روزها گذشت تا بالاخره یک روز پسر جوان به پدرش رو کرد و گفت همه میخ ها را از دیوار درآورده است. پدر، دست پسرش را گرفت و به آن طرف دیواری که میخ ها بر روی آن کوبیده شده و سپس در آورده بود، برد.
پدر رو به پسر کرد و گفت: دستت درد نکند، کار خوبی انجام دادی ولی به سوراخ هایی که در دیوار به وجود آورده ای نگاه کن! این دیوار دیگر هیچ وقت دیوار قبلی نخواهد بود. پسرم وقتی تو در حال عصبانیت چیزی را می گویی مانند میخی است که بر دیوار دل طرف مقابل می کوبی. تو می توانی چاقویی را به شخصی بزنی و آن را درآوری، مهم نیست تو چند مرتبه به شخص روبرو خواهی گفت معذرت می خواهم که آن کار را کرده ام، زخم چاقو کماکان بر بدن شخص روبرو خواهد ماند. یک زخم فیزیکی به همان بدی یک زخم شفاهی است.
دوست ها واقعاً جواهر های کمیابی هستند، آن ها می توانند تو را بخندانند و تو را تشویق به دستیابی به موفقیت بکنند. آن ها گوش جان به تو می سپارند و انتظار احترام متقابل دارند و آن ها همیشه مایل هستند قلبشان را به روی ما بگشایند. با میخ هایمان قلبهایشان را سوراخ سوراخ نکنیم!
بهترین پست ها در حکایات مجیک👇👇👇
@Magic_Tales