eitaa logo
حکایات مجیک🤌
6.2هزار دنبال‌کننده
18 عکس
22 ویدیو
0 فایل
سلام دوستان به کانال حکایات مجیک خوش امدین😃 ایدی مجیک داستان داری بفرس👈 @Magic_1 تبلیغات👈 @z_torky کپی برای کانالدار #حرام
مشاهده در ایتا
دانلود
اگه ته دلت می‌گی😮‍💨 قبل عید لاغری سخته… و دیگه حوصله: ❌ قرص ❌ دمنوش ❌ رژیم ❌ ورزش نداری تو لایو 👈🏻یه مسیر ۴روزه لاغری اسون و بی دغدغه رو آموزش دادم ✨که بدون قرص ، بدون دمنوش ، بدون ورزش و رژیم، با همون غذایی که هر روز سر سفره‌ته 🍽️تا سیری کامل بخوری و توی ۴ روزتضمینی ۱ تا ۳ کیلو کاهش وزن داشته باشی ✅ اگه می‌خوای قبل عید با یه روش راحت لاغر بشی این لایو رو از دست نده😎👇 https://eitaa.com/joinchat/3299280170Ca9c37e2d38
🔴لاغری سریع قبل عید😳👆 در مسیر 5روزه لاغری به سبک سیمیا تضمینی بین 1الی3کیلو کم کن 😉👇 https://eitaa.com/joinchat/3299280170Ca9c37e2d38 اموزش رایگان لاغری🔥
داستان زیبای مرد کور   روزی مرد کوری روی پله های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود؛روی تابلو خوانده می شد:«من کور هستم،لطفا کمک کنید.» روزنامه نگارخلاقی از کنار او می گذشت،نگاهی به او انداخت فقط چند سکه در داخل کلاه بود.او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت آن رو برگرداند و اعلان دیگری را روی آن نوشت و تابلو را کنار پای او انداخت و آن جا را ترک کرد. عصر آن روز روزنامه نگار به آن محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است.مرد کور از صدای قدم های او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که آن تابلو را نوشته،بگوید بر روی آن چه نوشته است؟ روزنامه نگار جواب داد:چیز خاص و مهمی نبود،من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد... مرد کور هیچ وقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خو انده میشد: امروز بهار است ولی من نمیتوانم آن را ببینم! @Magic_Tales
6.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
. همیشه دلت میخواست کیک حرفه‌ای درست کنی ولی فکر می‌کردی سخته؟😢 با من یاد می‌گیری تو خونه‌ خودت، خیلی راحت و با عشق کیکای خاص بسازی✨🎂🎊 هر روز کلی ایده‌ و آموزش‌ جدید تو کانال می‌بینی،از دستشون نده👋🏻⛔️ تو هم می‌تونی قناد خونتون باشی و دست‌ پختت رو به یه هنر پول ساز و پر درآمد تبدیل کنی💸🧁👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/988479687Cc786daa80a .
‌👩‍🍳دوره کیک بایت رایگان شد😳 به مدت محدود میتونی جدید ترین کیک بایت‌ها رو به صورت کاملا‌ رایگان یاد بگیری و یه خانوم نمونه بشی🔥⚡️ اگه نمیدونی کیک بایت چیه بزن روی همین متن تا از بقیه جا نمونی👋🏻 🍰🍰🍰🍰🍰🍰🍰🍰🍰 اگه درستش کردی عکسشو برای من بفرست تا جایزه‌ات رو بگیری🎁🎈
داستان و ریشۀ ضرب المثل: پنبه دزد، دست به ریشش می کشد تاجری بود که کارش خرید و فروش پنبه بود. پنبه های کشاورزان را می خرید، آن ها را بسته بندی کرده و به شهرهای مختلف می برد و می فروخت. کار و بار تاجر پنبه؛ به خاطر تلاش و فعالیت های زیاد؛ به اصطلاح سکه شده بود به طوری که پول و پلۀ زیادی به هم زده بود و بازرگانان دیگر؛ به جای رقابت سالم و تلاش بیشتر،؛ به او حسودی می کردند! یک روز یکی از بازرگان های رقیب، نقشه ای کشید و شبانه به انبار پنبه تاجر قصه ما، دستبرد زد! او برای این که کسی از کارش سر در نیاورد و رازش فاش نشود، به تنهایی این کار را انجام داد و شب تا صبح پنبه های تاجر بیچاره را از انبارش بیرون کشید و در زیرزمین خانه خودش انبار کرد. صبح که شد، به تاجر پنبه خبر دادند: چه نشسته ای که خانه خراب شده ای و دزد، دار و ندارت را برده است. تاجر با عجله و شتاب، به طرف انبارش رفت و دید: ای دل غافل! انبارش خالی است و تمام پنبه هایش به غارت رفته است. تاجر بیچاره با ناله و داد و فریاد کنان راه خانه قاضی را در پیش گرفت و پیش قاضی رفت. قصه دزدیده شدن پنبه هایش را برای قاضی تعریف کرد و گفت: به دادم برس که خانه خراب شدم. قاضی به مامورانش دستور داد به بازار بروند و برای پیدا کردن دزد، به پرس و جو بپردازند. مأموران رفتند و چند ساعتی بعد برگشتند، اما نه دزد را پیدا کرده بودند و نه پنبه های دزدیده شده را. قاضی وقتی گزارش مأمورانش را شنید، به آن ها گفت: به کسی مشکوک نشدید؟ ماموران گفتند: چرا بعضی ها درست جواب ما را نمی دادند، ما به آنها مشکوک شدیم. قاضی گفت: بروید آنها را بیاورید. ماموران رفتند و تعدادی از افراد را آوردند. قاضی تاجر پنبه را صدا کرد و گفت به کدام یک از این ها شک داری؟ تاجر پنبه گفت: به هیچ کدام. قاضی فکری کرد و گفت: ولی من دزد را شناختم! دزد بیچاره آن قدر دست پاچه بوده و عجله داشته که وقت نکرده جلو آیینه برود و پنبه ها را از سر و ریش خودش پاک کند. آن که پنبه به ریشش چسبیده، دزد است. ناگهان یکی از همان تاجرهای محترم دستگیر شده، دستش را به صورتش برد تا پنبه را پاک کند . قاضی گفت: دزد همین است! قاضی به ماموران دستور داد که بروند خانه و انبار آن تاجر؛ که دست به ریش برده بود؛ را بازرسی کنند. مدتی بعد ماموران خبر دادند که پنبه ها در زیر زمین خانه این تاجر انبار شده است. از آن به بعد، وقتی بخواهند بگویند که آدم خطا کار، یک جوری خودش را لو می دهد، این ضرب المثل (زبانزد) را به زبان می آورند و می گویند: پنبه دزد، دست به ریشش می کشد. بهترین پست ها در حکایات مجیک👇👇👇 @Magic_Tales
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❌ قطعا 3 مـــاه دیگـــه پشیمون میشــی اگـه الآن این یـک دقیقـه رو نبینـی👆👆 ایشون رو میشناسیـــــن⁉️ ایشون کسـیِ که توی این وضعیــت اقتصادی و گرونـــــی هزينـــــه ویزیـت و دارو💰 به افـراد زیادی کمـک کردن تا بتونـن مشکـلات و بیماریهاشونُ درمان کنـن 😍 تا پـاک نشـده داخل کانالشون عضـــــو شـو و از شون استفاده کن👇 https://eitaa.com/joinchat/193069372Cda0bbee8ca نظرات مخاطبین کانالشون رو بشنوید👆🏼
. بهترین درمان خانگی تیروئید و فشارخون 👇 https://eitaa.com/joinchat/193069372Cda0bbee8ca .
جوانی که از روی آب گذشت ولی واعظ نتوانست روزی واعظی به مردم که دور منبر او نشسته بودند گفت: هر کس دعا را از روی اخلاص بگوید، می تواند از روی آب بگذرد، مانند کسی که در خشکی راه می رود. جوانی ساده و پاک دل که خانه اش در خارج از شهر بود و هر روز می بایست از رودخانه می گذشت، در پای منبر بود. او چون این سخن از واعظ شنید، بسیار خوشحال شد. هنگام بازگشت به خانه؛ دعاگویان؛ پا بر روی آب نهاد و از رودخانه گذشت. روزهای بعد نیز کارش همین بود و در دل از واعظ بسیار سپاسگزاری می کرد. آرزو داشت که هدایت و ارشاد او را جبران کند. بنابراین تصمیم گرفت روزی واعظ را به منزل خویش دعوت کند، تا از او به شایستگی پذیرایی کرده و پاسخی مناسب به ارشاد او را بدهد. واعظ نیز دعوت جوان پاک دل را پذیرفت و با او به راه افتاد. چون به رودخانه رسیدند، جوان دعا گفت و پای بر آب نهاد و از روی آن گذشت. اما واعظ همچنان برجای خویش ایستاده بود و گام برنمی داشت. جوان گفت: ای بزرگوار! تو خود، این راه و روش را به ما آموختی و من از آن روز چنین می کنم، پس چرا اینک بر جای خود ایستاده ای، دعا را بگو و از روی آب گذر کن! واعظ، آهی کشید و گفت: حق، همان است که تو می گویی، اما دلی که تو داری، من ندارم! بهترین پست ها در حکایات مجیک👇👇👇 @Magic_Tales
👀دنبــال یه کیــــف👜 شیـــک و قیمـــت مناســـب برای میگردی!؟🤔 😍اینجا معــــــــــدن انــواع کیفــای پر زیـــپ زنانـــه و دختـــرانـه🙆‍♀ کیفـــای دانـشجویـــی و اداری، کیفـــای مجلســـی و مهمونــیه😍🥰🤗 💥بیشتر از ۳۰۰۰ هزار مدل 🤯🤯 💥بیش از ۲۰۰۰ هزار مشتـــــری 😵😵 بدو تا جـا نمونــــی😍😄👇 https://eitaa.com/joinchat/1452671375Cb9342e311b رضـــــــــایت هاشون زبان زده تو ایتا😉
فقط پول گلدان: زیبایی رایگان است مردی در نمایشگاهی گلدان می فروخت. زنی نزدیک شد و اجناس او را بررسی کرد. بعضی ها بدون تزیین بودند ، اما بعضی ها هم طرح های ظریفی داشتند. زن قیمت گلدان ها را پرسید و شگفت زده دریافت که قیمت همه آن ها یکی است. او پرسید: چرا گلدان های نقش دار و گلدان های ساده یک قیمت هستند؟ چرا برای گلدانی که وقت و زحمت بیش تری برده است، همان پول گلدان ساده را می گیری؟ فروشنده گفت: من هنرمندم. قیمت گلدانی را که ساخته ام می گیرم. زیبایی رایگان است. بهترین پست ها در حکایات مجیک👇👇👇 @Magic_Tales