گفتن آره تو حسینی
اون ملعون گفت وای بر شما، من عبیدالله بن زیاد شمشیر یزید بن معاویه، خلیفه ی شما هستم که من رو والی بر این دیار کرد.
بعد از ورود به کوفه، عبیدالله چند کار کرد. اول اینکه قانون وضع کرد همین که اتهام به رابطه با حسین بهتون بچسبه مجازات میشید!
کَفیل؛
بعد از ورود به کوفه، عبیدالله چند کار کرد. اول اینکه قانون وضع کرد همین که اتهام به رابطه با حسین به
اتهام! ثابت بشه یا نشه مجازات میشید و صرفِ اتهامش کافیه تا مجازات بشید حتا اگه اصن دروغ باشه!
دومین کاری که کرد بزرگانِ قبیله ها رو جمع کرد و دستور داد اگر کسی از قبیله یِ شماها با حسین و قیامش در ارتباط باشه، ریاستِ اون رئیسِ قبیله و خود قبیله در خطرن و از بین میرن.
سومین کاری که کرد این بود که به زنانِ کوفه گفت اگه میخواین شوهر و پسرانتون رو نکشیم برید اونارو از مسلم بن عقیل دور کنید که ما یه لشکر برا سرکوبِ اونها داریم.
جنابِ عقیل خودش شخصیتِ والایی داشت بر خلاف بعضی چیزایی که دربارشونگفته شده. اینقدر شریف بودن ایشون که مولا علی در ازدواجشون با حضرت ام البنین به عقیل اعتماد کرد که همسر مناسبی برای شخص حضرتِ علی پیدا کنه.
وقتی که مسلم مامور به رفتن به سویِ کوفه بود اومد خدمتِ سیدالشهدا و عرض کرد میدونم که دیگه شما رو زیارت نمیکنم و اومدم برایِ بارِ آخر زیارت تون کنم...