از رسیدن روزایی میترسم که بزرگ بشم و ذوقم برای هر چیزی از بین بره و زندگیم یکنواخت بشه ..
حساسیت نشون دادنِ زیاد به هر کار جزئیای و سختگیری تو انجامشون در این حد واقعا داره روانیم میکنه
زندگی کردن واقعا سختیای زیادی داره اما بعضی موقعها باید فقط بهشون توجه نکنی، مگه نه؟
یه وقتایی دلم یه چیزایی میخواد که اون موقع برای خودمم عجیبه چجوری یهو به یه همچین چیزی فکر کردم و خواستمش .
فکر میکردم بدترین اتفاق، تنها موندنه ولی الان فهمیدم بدترین اتفاق اینه که دورم شلوغ باشه ولی احساس تنهایی کنم .