عقل و منطق داشت حرفش را به کرسی مینشاند؛
دل سراسر دست و پا میزد ولی بیهوده بود!
﮼ مَهـــدا ﮼
تو مینویسی ″بیداری؟″ من میخونم، هواتو کردم برام حرف بزن.
زندگی بعد تو یعنی، خفهگی در فریاد.
روح او پارهپاره بود، روح من سوخته،
اما وقتی باهم بودیم، زخمهایمان کمی کمتر درد میکردند .
گاهی وقتا فکر میکنید دلتون میخواد گم و گور شید و برید یه جای دور که هیچکس ازتون باخبر نباشه، ولی در واقع دوست دارین یه کسی بیاد و بگرده و پیداتون کنه...