دو تا چایی ریخت، گفت:
بیا بشین اینجا باهم غصه تو رو بخوریم؛
نگفت ناراحت نباش !
نگفت حالا دیگه پیش اومده چیکار میشه کرد
نگفت اینم میگذره ، کلیشه تحویلم نداد.
آدم باید یکیو داشته باشه بشینه باهاش غصه بخوره ((:
چقدر زجر می کشند شعرهایم
وقتی اجبار دارم ،
کوچکترین حرفهای ساده را ،
با لکنت ، در هزار پرده بگویم ..
کاش میشد یک سر سوزن از
احساس شعرهایم را بغل می کردی...
|بهزادغدیری|
﮼ مَهـــدا ﮼
غم نهادی به دلم، همدم غمهای که باشی؟
9.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آشنایِمن، من غریبم بیتو (:
بی خوابی شاید دلیلش یک درد باشد ، یک درد روحی .. شاید هم دلیلش افکاری باشد که به روح و روانمان تجاوز می کنند..
بی خوابی هر چه هست ، یک زهر است .. زهری که به یادمان می اندازد یک جای کار می لنگد .. کسی که شب ها نمی خوابد یعنی از روز و روزگارش راضی نیست ، در تاریکی شب دنبال چیزی می گردد که در روشنی روز هرگز به دست نیاورده است ..
دلیل بی خوابی برای هر کسی متفاوت است .. یکی اسیر خاطرات است و دیگری درگیر اتفاقات آینده .. چه فرقی می کند ، مهم این است که در همه ی این ها درد وجود دارد .. یک درد روحی .. دردی که حتی اگر کوچک و ناشناخته هم باشد می تواند تا صبح ما را بیدار نگه دارد (؛