خاطرات، چه شیرین چه تلخ همیشه منبعِ عذاب هستند؛ دست کم برای من که چنین است؛ اما حتی این عذاب هم شیرین است. و وقتایی که دل ادم پر است، بیمار است، در رنج است، و غصه دار، آن وقت خاطرات تر و تازه اش میکنند انگار که یک قطرۀ شبنم شبانگاهی که پس از روزی گرم از فرط رطوبت ای افتد وگل بیچارۀ پژمرده را که آفتابِ تندِ بعدازظهر تفته اش کرده، شاداب میکند:]
﮼ مَهـــدا ﮼
سر به بالین مینَهی،دردی نداری بر دلت؟
کندم از ریشه تورا، باز ولی میرویی.
﮼ مَهـــدا ﮼
تو صمیمی تر از آنی که دلم می پنداشت دل تو باهمه ی آیینه ها نسبت داشت..
تو همان ساده دل سبز نجیبی که خدا
در میان دل پاکت صدف آیینه کاشت:)🌱