﮼ مَهـــدا ﮼
کندم از ریشه تورا، باز ولی میرویی.
بسیار سخن بود، نگفتیم و گذشتیم .
﮼ مَهـــدا ﮼
_
من،
راهی را رفته بودم که مسیر من نبود
به خودم آمدم دیدم، دستانت را ندارم
آغوشت را ندارم،
بیپناه شده بودم
محتاج تو بودم که بیایی و من را نجات دهی
غافل از اینکه تو مدتهاست این راهرا برگشتهای
من، جاماندهام؛
﮼ مَهـــدا ﮼
بسیار سخن بود، نگفتیم و گذشتیم .
زیاد از تو مینوشم، بگیر استکانم را .