﮼ مَهـــدا ﮼
_
گفتم از قصهٔ عشقت گرهی باز کنم
به پریشانی گیسوی تو سوگند نشد .
اگر مرگم فرا رسید
و یکدیگر را ندیدیم
فراموش نکن که من،
دیدار تورا بسیار آرزو کردم :)
مولانای جان چقدر زیبا میگه:
با عقل توانایی فهمیدن دنیای عشق را نداری
از سر به قلب بچرخ تا در اقیانوس عشق حل شوی:]]
لبخند مرا بس بود، آغوش لهم میکرد
آن بوسه مرا میکشت، لب منهدمم میکرد
| علیرضا آذر |
هدایت شده از - i'm Mahdi -
یه دعای قشنگ شنیدم میگفت:
اگه زنده بودنم سودی برای تو نداره، مردنم رو خدمت به راهت قرار بده...