هدایت شده از مرهمدلمن .
رنگ رخساره خبر میدهد از سِر درون؛
ماندنی نیست علی.. :)
«بعضی وقتها فکر میکنم که ترک کردن این زندگی برای من در یک ثانیه امکان دارد چون به هیچ چیز دلبستگی ندارم. آدمی بیریشه هستم و فقط دوست داشتن من است که حفظ میکند اما فایده اش چیست؟ آه فری جانم نمیدانم چرا این حرفها را مینویسم اما دلم گرفته.. گرفته.. گرفته و در این جا خیلی تنها افتاده ام. شماها همه رفته اید. مادرم همیشه غصه دار است و به پدرم فقط میشود سلام گفت.»
از نامه فروغ فرخزاد به فریدون فرخزاد، ۳۱ فروردین ۱۳۳۸.
اونجا که هوشنگ ابتهاج میگه:
دلی که پیش تو ره یافت باز پس نرود
هواگرفتۀ عشق از پی هوس نرود
در جوشن كبير يک عبارتی هست كه مىگوييم: "يا كَريمَ الصَّفْح"
معنای آن خيلى جالبه؛
یک وقتی یک کسی تو رو میبخشه اما یادش نمیره که فلان خطا رو کردی و همیشه یهجوری نگات میکنه که تو میفهمی هنوز یادش نرفته! یهجورایی انگار که سابقهی بدت رو مدام به یادت میاره ...!
ولی یک وقتی، یک کسی تو رو میبخشه و یکجوری فراموش میکنه انگار نه انگار که تو خطایی رو مرتکب شدی، اصلا هم به روت نمیاره؛
به این نوع بخشش میگن صَفح.
و خدای ما اینگونه است ...
التماس دعا🙏