- فسلفه نویسی که هیچ وقت فسلفه نخوند ، ولی از فلسفه هایِ ارسطو و افلاطون نوشت . چرم دوزی که هیچ وقت چرم رو به چشم ندید ، ولی تویِ عالمِ خیالاتش بارهایِ بار کوک هایِ ریز و درشت رویِ بدنه یِ چرمش زد . مجنونی که هیچ وقت عاشق نشد ، ولی بارهای بار از فلسفه یِ عشقِ خسرو و شیرین قلم زد . زندونیای که هیچ وقت پاشو از زندونِ سرد و تاریکِ قصر بیرون نذاشت ، ولی بعد از مرگش ، ده تا کتابِ نوشته شده از دنیای بیرون ازش به چاپ رسید . دختری که هیچ وقت قدم به قدم کنارِ معشوقش انقلابُ ولیعصرُ متر نکرد ، ولی ورق ها ورق از عشق بازی هاش با معشوقه یِ موفرفریش تویِ کوچه پس کوچه هایِ انقلاب نوشت ؛)!'💙 .
دنیای من ، آقای من
اللهم الجعل محیای محیای من…
من برای تو گریه میکنم ،
تو برای من ! آقای من…
هدایت شده از تہشکہحرمہ... !
+فقطخوشبحالاونزائراییکه
الانتوخاککربلاقدممیزنن(: