نکند جام دهد ، کام دهد ، از لب خود وام دهد ؟
در برت ساز زند ، رقص کند ، کافر و بی عار شوی ؟
نکند مست شوی ، فارغ از این هست شوی ؟
بعد آن کور شوی ، کر بشوی ، شاعر و بیمار شوی ؟
نکند دل نکنی ، دل بکند ، بهر تو دل دل نکند ؟
برود در بر یار دگری ، صبح که بیدار شوی . . .