مخصوصا ًاگر دختر باشی و به هر دری بزنی برای داشتنش...
طبق میل اش بپوشی،بخندی،بیایی،بروی...
لاک بزنی ، رُژ بزنی ،موهای بافته شده ات را نشانش بدهی و منتظر بمانی تا قربان صدقه ات برود و حظ ببری از حرف هایش...
"شب بخیر عزیزم"هایش تنها دوای بی خوابی ات باشد...
قهر که می کند غرورت را بگذاری پشت پنجره باد ببرد و برایش بنویسی:
سرد نباش می لرزه تنم...
اما اگرپسر باشی همه چیز تلنبار
می شود در خودت ، تا سالها بعد دخترت که نشست روی پاهایت و موهای بافته شده اش را نشانت داد یکباره فرو بریزی و چشم بگذاری لای موهایش تا نبیند آب شوری که می غلتد روی سرزمین گونه ات...
و غم آلود بگویی ؛
اولین دوست داشتن را هیچ کس...
هدایت شده از - خیآل -
آمدم خیرِ سرم درس بخوانم دو سه خط ،
قهوهی چشمِ تو پاشید به دفتر نگذاشت !
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زندگی درد است و لذت عشق نوعی داروی بیهوشی... :)
"وقتی هر کاری میکنی بهش بفهمونی
که چقدر برات مهمه و نمیفهمه،
دیگه بحث نفهمیدن نیست، بحثِ نخواستنه!"
پس احتیاجی نیست بیخود برای کسی
که نمیخواد بفهمه توضیح بدی براش چیکار کردی
گذر زمان بهش میفهمونه..
دیدیوقتیخیلیگریهمیکنی،دیگهگریهات
نمیگیره؟
دلیلعلمیداره: - چونبعدازکلیگریهکردن
دیگهبدنتبیحسمیشه'!
اینقدربیحسمیشهکهدیگهگریهکردن بیمعنیمیشهوتنهاکاریکهبدنبعدش
انجاممیده فکرکردنه ..
بدنتخیلیدوستتداره. بیحستمیکنه
کهآرامبشی
وبهجایگریهکردنفکرکنی .
یه نوع خیالپردازی هست که دربارهی چیزیه که میدونی قرار نیست هرگز اتفاق بیفته.
به خودت میای میبینی تو رویاهات غرق شدی و لبخندی رو لبته که غمانگیزترین لبخند دنیاست.