وقتی یه پنگوئن عاشق یه پنگوئن دیگه میشه
کل ساحل رو میگرده و قشنگترین سنگ رو انتخاب میکنه، اون رو واسه جفت ماده میبره.
اگه ماده از سنگ خوشش اومد و قبول کرد جفت هم میشن
ولی اگر قبول نکرد پنگوئن نر احساس میکنه سنگی که پیدا کرده اصلاً قشنگ نبوده و اونوقت اونو میبره زیر آب لای مرجانها میندازه تا دیگه هیچ پنگوئنی اشتباه اونو تکرار نکنه و نا امید نشه.
شما هم سعی کنید یه سنگ و از سر راه یکی بردارید نه اینکه جلو پاش بندازید که زندگیش خراب شه..
تویفیلم مردممعمولی
خسروخواستبنویسه iloveyou
ولیکیبوردفارسیبوده ونوشتهشدهبود:
پَشفَلَشپی
خواستمازهمینجابهتبگم
خیلیپَشفَلَشپی
﮼ مَهـــدا ﮼
خودت آمارمو داری میدونی ، نمیزارم کسی جاتو بگیره . .
هنو ویساتو شبا میشنومش . .
خواستم بهت بگم :
دوست دارم! حتی وقتی که بهت میگم دوستت ندارم
دوست دارم! حتی وقتی از دستت ناراحتم.
دوستت دارم! حتی وقتی بداخلاقی.
دوستت دارم! حتی اگه بری.
دوستت دارم! حتی تو اوج عصبانیتم.
دوستت دارم! حتی اگه همه بگن دوست داشتن اشتباهه.
دوست دارم توی همه شرایط!تو خوب بودن و بد بودنت.
دوست دارم از الان تا همیشه..